زهره آهی·۱۷ ساعت پیشچرا بعضی آدمها را هرگز فراموش نمیکنیم؟عجیب است؛ سالها میگذرد، شهرها عوض میشوند، آدمهای جدید وارد زندگیمان میشوند، اما گاهی نام یک نفر، یک عکس قدیمی یا حتی یک آهنگ کافی است…
در میان ستاره ها·۲ روز پیشپیامِ عجیباز کلاسِ عکاسی بر می گشتم. پاییز بود اما هوا هنوز سرد و خنک نشده بود. گاهی وقت ها خفه کننده بود و گرمای عجیبِ آخرِ تابستان من را به هر حس و…
ایمان جوادی·۳ روز پیشسفرنامه شمالامروز صبح وقتی چشم باز کردم، انگار تمامِ سلولهای بدنم میگفتند: ایمان امروز روزِ توست! نور خورشید با سماجتِ تمام از لای پردهها رد شده بود…
همزاد مه·۳ روز پیشهمزاد مهسکوت اتاق، فریادِ نبودنش را بلندتر میکرد . فریادی که امواجش موجب سرازیر شدن اشک از چشمانم میشد. دلم میخواست بگویم که نرو، اما کلمات در…
ایمان جوادی·۴ روز پیشوقتی نیمکت ها بیشتر از آدم ها حرف می زنندنمیدونم تا حالا شده وسط یه روز معمولی، یه چیز کاملاً ساده یهو وایسونه جلوی فکرهات رو بگیره یا نه…برای من اون «چیز ساده» یه نیمکت بود.یه نی…
زهرا·۴ روز پیشبوی غصه روی کاشیهای سفیددربارهی حمامهای خوابگاه، غصههایی که شسته میشوند و آنهایی که میمانند.
Just.b·۵ روز پیششام پیروزیتوی آخرین لحظات همیشه فکر آدم جایی قرار داره امن و مطمئن ولی خب از سادگی ما آدم اینکه هیچ قرار نیست اون چیزی های که قرار نجاتمون بدن یادمون…
Marsh swan 🌄·۱۰ روز پیشسیاهچاله ای در خاطرات ...هااااان ! ای یارانِ جان ، من خاطراتم تَه کشید ......( ااای خدااا ...باز این اووومد !! توو چرراا منفجر نمیشییی ؟ بِتِررکی ...بری زیر خاک با…