ویرگول
ورودثبت نام
Sada
Sadaدلبسته به طوفان، با قدم های استوار، در مسیری میان حقیقت و رویا
Sada
Sada
خواندن ۱ دقیقه·۱۳ روز پیش

همسایه همیشه همراه

ساعت ۰۰:۳۴دقیقه شب و چقدر کیف میده ‌کمی تامل درباره زندگی
ساعت ۰۰:۳۴دقیقه شب و چقدر کیف میده ‌کمی تامل درباره زندگی

داشتم صفحه ویرگول چند نفر رو میخوندم. از پایین تا بالا.

مثل همیشه، دغدغه‌مند ، به دنبال پیدا کردن مخرج مشترکی میان رنج انسان ها.

چند ساعتی میشه در ویرگول می‌گردم و اصلا گذر زمان رو احساس نکردم. یکی از صفحاتی که داشتم میخوندم باعث شد عمیقا به فکر فرو برم .

این پست جایی برای گفتن حرفام نیست اما "گاهی دلم میگرد از حماقت ادم های تحصیل کرده ای که گمان می‌برند همه چیز را می‌دانند و از طبقه دانشمند و روشنفکران جامعه هستند و چه تاثیرهایی که در زندگی دیگران میزارن .."

عزیزانم با خودم فکر میکنم چطور ممکنه اگه جایی از سیستم یک ماشین، چرخدنده ای برداشته بشه، چه توقعی میره تا اون دستگاه خوب کار کنه؟ انسان که جای خودش. الگویی که برای زندگیمون چیده شده پر از ایراده اما به فکر اصلاح حال آدم هایی هستند که توی این آشفته بازار، دنبال پیدا کردن چیزی فراتر هستند..

بماند وارد این بحث نمیشم. می‌خواستم بگم بعد از تمام اینا، پنجره رو باز کردم، نوشیدنی گرمم رو کنار دستم گذاشتم، هدفون رو روشن کردم و روی صندلی نشستم تا این پست رو بنویسم . مثل خیلی از شب هایی که افکارم غرق میشوم، از گوشه ی پنجره، تلویزیون همسایه روبه رویمان را نگاه می‌کنم. چه کیفی می‌دهد همراه آنها، فیلمی را تماشا میکنم که نه صدایی دارد و نه اصلا معلوم است چه اتفاقی دارد میوفتد چون فقط نصف صفحه تلوزیون مشخص شده .

چقدر دلنشین است گاهی، بودن ادم هایی در پشت دیوار،

چه احساس خوبی، شب و آهنگ و فیلمی که نمی‌دانم چیست و هوای خنک .

قرارم این بود که بعد از این پست بروم و کتاب بخوانم،

این هم برای ترویج کتاب خوانی 😂🙏

ویرایش ۱:۰۳بامداد: همسایه تلوزیونش رو خاموش کرد، گمونم رفتن لالا. اما رهگذران آهنگ ،شهلا چه بی‌وفایی از حبیب رو گذاشته بودن و کیف کردم خلاصه

اجتماعیدغدغهخودشناسی
۸
۰
Sada
Sada
دلبسته به طوفان، با قدم های استوار، در مسیری میان حقیقت و رویا
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید