ویرگول
ورودثبت نام
Sada
Sadaدلبسته به طوفان، با قدم های استوار، در مسیری میان حقیقت و رویا
Sada
Sada
خواندن ۲ دقیقه·۵ روز پیش

بقا روح در هنر

روانشناسی؟ اجرا؟ روایت؟ نویسندگی؟ دوبله؟کارآفرینی؟تحلیلگر اجتماعی؟!!

چقدر برایم آشکار است این روزها، ارتباط میان این جملات: میل به جاودانه کردن اثر

حالا اینکه یک عقیده باشه یا یک نام، یک گفت و گو تاثیر گذار باشه یا یه تحلیل، یه سخنرانی باشه یا نام نیک، تمام این ها برای من یک معنی میده. دمیدن روح خودم در آثارم و جاودانه کردنشون در دنیا.

اما هر چی نگاه میکنم، چند تا کشور فارسی زبان داریم، چند تا قاره؟ چند تا مردم تو کل دنیا؟!

تمام این ها حتی اگه نامی از من بشناسن، بین تمام این اسامی مشهور، چه اتفاقی برای من میافته؟ اصلا بگو تا چندیدن نسل فرزندانشون هم بخوانند. اما سوال اینجاست. این همه آدم تاثیر گذار اومدن و رفتن. آدم ها اصلاح شدن؟ من، امروز آنچه اجدادم می‌کوشیدند بشوم شده ام؟! دنیا اونجور که آرزوی اون ها بوده شده؟!

اصلا تمام مردم کره زمین، حرف هایم را دوست بدارند.

من بخونم، منتشر کنم، بخونم منتشر کنم، در نهایت رسالت جمعی خودم رو انجام دادم؟ رسالت فردی من ، اون جست و جو کردنه میشه؟!

اما سوال دیگری که از خودم میپرسم بسیار، اینه.

من در جایگاه تربیت باشم یا بدرقه کننده؟

فرق معلم با دکتر در همین است.

منم و کلی سوال دیگر که چندین سال است از خود میپرسم. تمام چیزایی که گفتم برای این بود که بگم شهرت، معنا رسان نیست. آنچه کشف میکنی رو میتونی بت تریبونی که داری بگی.

چیزای زیادی هست راجب معنای زندگی که تجربه کردم. و برای همینه که عاشق زندگی کردن، هستم در جهانی که گاهی بیش از همیشه، نفرت انگیز می‌شود. مگر می‌توان هم عاشق بود و نفرت داشت؟ آری می‌شود.

حس خوبیه، حس عجیبه، شاید بهای پیدا کردن این حس، چند سال تقلا کردن در گرداب روزگار بوده باشد. شاید بهایش، پیدا شدن جای زخم هایی عمیق روی قلبم بود. شاید بود هزاران دلیل که امروز ، من را ساخته است .

و چقدر این احساس، آرام بخش روح و جان من است.

۲:۳۴دقیقه بامداد، ۱ خرداد ۱۴۰۵
۲:۳۴دقیقه بامداد، ۱ خرداد ۱۴۰۵

معنای زندگیخودشناسی
۸
۰
Sada
Sada
دلبسته به طوفان، با قدم های استوار، در مسیری میان حقیقت و رویا
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید