

در ادامهی پست یافتن پناه در بیپناهی
این روزها خود را با این فکر آرام! میکنم که همیشه در نزدیکی لحظهی تغییر اوضاع از همیشه بدتر و ناامیدکنندهتر است.
اما نه آرام میشوم و نه از خشمم کم میشود و همین خشم مرا میترساند. خشم نمیگذارد فکر کنم و این ترسناک است و ترس مانع هر حرکتی است. خلاصه درهمجوشی هستم این روزها.
باورم نمیشود که این روزها را با هریپاتر میتوانم سر کنم. شاید دل و جانم برای تخیل یک دنیای خیالی آمادهتر از همیشه است و برخی جملههایش حال امروزم است!