
... سردمه
مثل یک قایق یخکرده رو دریاچهی یخ، یخ کردم
جشن مرگم برپاست ...
پارهای از نوشتههای حسین پناهی
پ.ن: حرف بیشتری ندارم ولی ویرگول اجازهی انتشار کمتر از فلان کاراکتر را نمیدهد پس مجبور شدم پینوشتی اضافه کنم اما یخ زدن یعنی یخ زدن دیگر! و اجازهی هیچ کاری را به انسان نمیدهد.