ویرگول
ورودثبت نام
Samaeism
Samaeismنوشتن برای جلوگیری از خفه شدن از فشار کلمات و تنفس در هوای مرده شهر.
Samaeism
Samaeism
خواندن ۷ دقیقه·۲ روز پیش

تاریخ هنردرمانی (۲)

آشنا شدن با این اصطلاحات رو دوست دارم. شاید اگه زودتر با دایره واژگان هنردرمانی آشنا میشدم اثرات بیشتری از هنر میگرفتم. کنجکاوی من از تأثیری بود که دیده بودم. از فکر هرشبه اینکه کاش صبح بیدار نشم و با یک سال نوشتن این فکر رو تونستم از ذهنم بیرون کنم. از تصویر سقوطی که توی ذهنم بود و با نقاشی تونستم بیرونش کنم. اگه من اصولیتر پیش میرفتم چقدر فرق میکرد؟

اون چندباری که سعی کردم نقاشیهام رو به اون شیوه توضیح بدم تازه فهمیدم چقدر تاثیرش میتونه بیشتر باشه. اینکه جدا از اینکه معنای نقاشی رو همیشه توضیح بدم تغییر حسی خودمم توضیح بدم. کاری که زبون تراپیستم مو درآورد که بهم یاد بده انجام بدم. توجه به بدن. به تغییر احساسات در بدنم با پیشروی در نقاشی.

توی ایران چند وقته این مدل ایونتها مد شده. ایونتهایی که مثلا یه جلسه سفالگری آزاد به اسم هنردرمانی میذارن. اما این کار مثل اینکه درددل کردن با دوست رو با پیش روانشناس رفتن یکی کنیم. بگذریم...اصطلاحات تو این زمینه زیاده و اگه بخوام زیادی سخنرانی کنم خیلی نمیشه دربارشون حرف زد. بریم سراغ اتفاقاتی که ۲۰۰۰ به بعد افتاد.

در سال ۲۰۰۶ سندرسون و کارکو ادعا کردند که هنرها در creativity art therapy (CAT) به عنوان یک فعالیت مشارکتی (participatory activity) درک میشن. فعالیت مشارکتی یعنی فارغ از نتیجه هنر به عنوان محصول نهایی و کیفیت زیباییشناختی اون، اثر درمانی هنر در انتخاب، ساختن، تجربه کردن، تعامل با اثر مرتبطه. به همین دلیل یک اثر هنری ساده و از نظر فنی اگه موجب بیان هیجان، کشف معنا، ارتباط و تغییر تجربه فرد بشه ارزش درمانی بالایی داره. این دو نفر ۵ عامل مهم تغییر درمانی رو موارد زیر میدونستن:

1.Symbolism:

نمادپردازی (Symbolism) به معناهای فراتر از معنای ظاهری عناصر هنری مثل تصاویر، رنگها، اشکال، صداها و...اشاره داره. نمادها به فرد این اجازه رو میدن که فرد تجربههای پیچیده، هیجانها، خاطرات و جنبههای هویتی خودش رو به صورت غیرکلامی بازنمایی کنه و امکان فاصلهگذاری روانشناختی میده. یعنی فرد بدون اینکه مستقیما با تمام شدت هیجانی روبرو شه، از یک تجربه دشوار با استعاره صحبت میکنه.

نمادپردازی(Symbolism) به معنای یک نماد اشاره داره درحالیکه symbolic communication به معنای استفاده نماد برای انتقال این معنا به دیگریه.

2.Metaphor:

در هنردرمانی استعاره (Metaphor) تنها جایگزینی یک کلمه با کلمه دیگه نیست و یک فرایند معناسازیه که به فرد امکان اینو میده که تجربه شخصی خودش رو از زاویه جدیدی مشاهده کنه. مثلا در جمله زندگی من یک زندانه. زندان استعاره (Metaphor) است. اما رنگهای تیره، دیوارهای بلند، قفل و...به عنوان نماد (Symbolism) به کار میرن. حالا اگر فرد در نقاشی خودش رو مثل پرندهای در این زندان بکشه تا احساس گرفتار بودن خودش رو به دیگری منتقل کنه از Symbolic communication استفاده کرده.

3.Non-verbal communication:

بسیاری از تجربههای انسانی مثل هیجانهای شدید، خاطرات بدنی و...از طریق زبان به خوبی ممکنه منتقل نشن و با ابزارهای دیگهای از جمله تصویر، حرکت، حالت بدن، صدا، ریتم، رنگ و...بهتر بیان بشن. به این شیوه از انتقال اطلاعات ارتباط غیرکلامی(Non-verbal communication) گفته میشه.

4. Creativity:

در زمینه هنردرمانی، خلاقیت صرفا به تولید یک اثر هنری زیبا یا با ارزش هنری محدود نمیشه و به کشف امکانات جدید و ایجاد معنای تازه از تجربه زیسته مربوط میشه. در فرایند خلق فرد روایتهای جدیدی از خود و تجربهاش میسازه و از الگوهای فکری و هیجانی تثبیت شده فاصله میگیره.

5. Imagery:

تصویرسازی ذهنی (Imagery) مثل شبیهسازیهای ذهنی عمل میکنه و با کمک اون فرد میتونه موقعیتها، احساسات یا پاسخهای احتمالی رو قبل از وقوع در ذهنش تجربه کنه. در هنردرمانی، این ویژگی امکان بازنگری گذشته و تصور آینده جایگزین و ایجاد روایتهای جدید درباره خود رو میده.

پس از سندرسون و کارکو در سال ۲۰۱۷ Sabine koch، مدل نظری تغییر (Theoritical model of change) رو ارائه داد. این مدل شامل مجموعهای از فرضیهها و مفاهیم نظریه که توضیح میده یک مداخله درمانی از چه مسیرها و مکانیسمهایی باعث ایجاد تغییر در فرد میشه. در مدل koch فرد در یک چرخه پویا بین دو فرایند حرکت میکنه:

1.بیان):

فرایندی که توی اون فرد تجربههای درونی خودش از طریق حرکت، تصویر، صدا و...بیرونی میکنه.

2. Impression (تأثر)

فرایندی که توی اون فرد از اثر خلق شده، تجربه حسی و هیجانی دریافت میکنه و از طریق مشاهده یا تجربه دوباره اون معنای جدیدی میسازه.

در مدل koch، ۵ عامل مهم درمانی شامل:

1.Hedonism

2. Symbolism

3. Aesthetics (زیبایی شناسی)

در این دیدگاه، زیباییشناسی به معنای زیبا یا زشت بودت اثر و کیفیت فنی و هنری محصول نهایی نیست. بلکه منظور تجربه فرد هنگام خلق یا دریافت اثره. در درمانهای مبتنی بر هنرهای خلاق (CATs)، Aesthetics به معنای تجربه حسی، هیجانی و بدنمند فرد در مواجهه با ویژگیهای زیباییشناختی هنر مثل رنگ، فرم، ریتم، حرکت، صدا و...اشاره داره.

4. Generativity:

زایندگی (Generativity) در CATs میتونه فرایندی باشه که طی اون فرد با خلق اثر و درگیر شدن با فرایند هنری، با جنبههایی از تجربه خودش مواجه بشه که قبل از اون آشکار یا قابل تصور نبودن. در واقع creativity به خلق چیزی تازه مثل یک تصویر جدید اشاره داره ولی Generativity به پیام زاییده شده از اون خلق تأکید میکنه. یعنی معنای جدیدی درباره خودش که از دل تصویر خلق شده به وجود میاد.

5.Enactive Transitional Space (فضای انتقالی کنشی)

قبلا گفتیم که وینیکات Transitional Object رو به عنوان شیئی که بین دنیای ذهنی و واقعیت درونی نقش واسطه قرار دارد معرفی کرد. در اینجا Transitional Space یک فضا یا حوزه تجربه است که بین واقعیت بیرونی و دنیای ذهنی و تخیلی فرد قرار میگیره. حالا چرا Enactive (کنشی)؟

چون در مدل koch تأکید فقط روی تصور کردن نیست و روی خلق کردن با نقاشی، حرکت، بازی، ساختن مجسمه، قطعه موسیقی و...است.

بعد از koch در سال ۲۰۲۱ phil jones فرایندهای هستهای هنردرمانی رو معرفی کرد:

1. Artistic Projection(فرافکنی هنری):

در فرافکنی هنری فرد تجربهتجربههای درونی خودش رو از حالت صرفا ذهنی خارج میکنه و به چیزی قابل مشاهده در رسانه هنری منتقل میکنه. در فرافکنی تأکید بر اینه که تجربه درونی چگونه به بیرون منتقل میشه؟

2. Triangular Relationship (رابطه سه ضلعی):

در فرایند هنردرمانی مراجع برای مثال یک تصویر از هیجان خودش میسازه، درمانگر و مراجع درباره تصویر صحبت میکنند و نه فقط درباره خود مراجع. بنابراین یک سخ ضلعی شکل میگیره شامل مراجع، درمانگر و اثر هنری

3.Perspective and Distance (دیدگاه و فاصلهگذاری)

هنر به فرد اجازه میده از تجربه خودش فاصله بگیره و اون رو از زاویه جدیدی مشاهده کنه. این فاصله به معنی دور شدن و انکار نیست، بلکه به وجود آوردن یک فضایی برای مشاهده است.

4.Embodiment (تجسمیافتگی)

در هنردرمانی تجربه از حالت ذهنی و شناختی صرف خارج میشه و بدن، حرکت، حس و ادراک جسمانی وارد فرایند درمان میشن. برای مثال فشار دست هنگام نقاشی، ریتم حرکت بدن در رقص، تنفس هنگام آواز و...

5.Non-verbal Experience (تجربه غیرکلامی):

برخی تجربههای انسانی قبل از اینکه به زبان تبدیل بشن در سطح احساس، بدن، تصویر و...وجود دارند. هنر این اجازه رو میده که این تجربهها بصورت غیر کلامی پردازش بشن. در Non-verbal communication سوال اصلیمون اینه که دارم چه چیزی رو بصورت غیرکلامی منتقل میکنم؟ درحالیکه در Non-verbal experience تمرکز بر این سؤالسؤاله که چه چیزی رو احساس و تجربه میکنم که قابل گفتن نیست؟

6.Playful Space (فضای بازی):

محیطی روانشناختی که فرد بدون ترس از قضاوت میتونه تجربه کنه، اشتباه کنه و امکانهای جدید رو امتحان کنه. جالبیش اینه که برای شخص من فضای بازی هیچوقت بدون ترس نبوده. همیشه استرس میگیرم و درگیر اینم که نکنه نفر آخر بشم؟ نکنه خیلی خنگ بنظر برسم؟ و واقعا انقدر استرس میگیرم که از بازی کردن معمولا بدم میاد و ذهنی خستم میکنه.

7.Informed Player (بازیگر آگاه):

این همون جاییه که فرق این ایونتایی که به اسم هنردرمانی فقط کار هنری انجام میدن با فضای درمان مشخص میشه :). در هنردرمانی درمانگر و مراجع فقط مشاهدهکننده نیستند، در یک فرایند خلاقانه شرکت دارد و این مشارکت با آگاهی حرفهای همراهه و مرزهای درمانی در اون حفظ میشه.

مثلا در یک ایونت معمولی هنری تصویر سقوط در نهایت به حس غم یا خودکشی اشاره کنه. ولی در فضای هنردرمانی، درمانگر میپرسه:

وقتی این سقوط رو کشیدی توی بدنت چه حسی داشتی؟ آیا در بخشی از زندگیت هم چنین حسی وجود داره؟ اگر این تصویر ادامه داشت، بعدش چه اتفاقی میافتاد؟ آیا این سقوط برات آشناست؟ و...

8.Participating Artist-therapist:

درمانگر وارد فضای تخیلی مراجع میشه، با نمادها تعامل میکنه، به واکنشهای خودش نسبت به اثر خلق شده هم توجه میکنه و خودش رو بخشی از رابطه سه ضلعی (مراجع-اثر-درمانگر) میبینه. رابطه سه ضلعی در این مدل بیشتر ساختار رابطه رو توصیف میکنه ولی Participating Artist-therapist درباره نقش درمانگر در این مثلثه.

9.Active Witness (شاهد فعال):

شاهد فعال درمانگر یا فردیه که فقط تماشاگر اثر نیست؛ بلکه با حضور، توجه و پاسخش به تجربه مراجع اعتبار میده.در Active Witness سوال اصلی اینه که چگونه دیده شدن باعث تغییر میشه؟

برداشت شخصی خود من اینه که تفاوتی که مدل phil jones با مدلهای قبلی کرد اینه که نگاه دقیقتری به نقش درمانگر در فرایند هنردرمانی انداخت. البته که در تاریخ هنردرمانی که بررسی کردیم چیزی که حس میکردم اینه که هرکدوم بیشتر تلاش میکردن مدل جدیدی ارائه کنند و کمتر تکمیل کننده مدلهای قبلی بودند. هرچی جلو میرفتیم یک سری مفاهیم از پژوهشگر قبلی رها شده باقی میموند و با مفاهیم و اصطلاحات جدیدی روبرو میشدیم. در مقالات بعدی بررسی میکنیم که نویسنده این مقاله چطور طبقهبندی بهتری از این مفاهیم ارائه میکنه.

هنردرمانیروانشناسیهنرنقاشیافسردگی
۹
۰
Samaeism
Samaeism
نوشتن برای جلوگیری از خفه شدن از فشار کلمات و تنفس در هوای مرده شهر.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید