ویرگول
ورودثبت نام
شیما نصیری
شیما نصیریعلاقمند به نویسندگی، روانشناسی، جامعه و زنان 🌱 کارشناس زبان و ادبیات انگلیسی ⚡
شیما نصیری
شیما نصیری
خواندن ۱ دقیقه·۲۱ روز پیش

سمفونیِ زنانه‌یِ وجودم

گاهی در سکوتِ شب، حس می‌کنم درونم جمعی از زنان زندگی می‌کنند...

هرکدام با صدایی متفاوت، لباسی از جنسِ حس‌های خودم.

یکی می‌گوید: «راه را من نشان می‌دهم»

پر از قدرت و یقین.

او زن آلفاست، زنی که در چشمانش تصمیم می‌درخشد.

دیگری آرام در کنارم می‌نشیند و می‌گوید:

«بگذار همه چیز در تعادل بماند»

او زن بتاست، آن‌که می‌فهمد صلح گاهی از قاطعیت مهم‌تر است.

و بعد...

دستی رنگی از تهِ جانم برمی‌خیزد،

زن امگا، خیال‌پردازِ بی‌قید.

او نمی‌خواهد جهان را تغییر دهد،

فقط می‌خواهد زیبایی را لمس کند.

در گوشه‌ای دیگر،

زنی ساکت و مغرور نشسته است

زن سیگما، فیلسوفِ خلوت.

او به‌جای فریاد، معنا می‌چیند.

به‌جای پیروی، قانون خودش را می‌نویسد.

روزی دوستی گفت:

«تو شبیه زنان آلفایی!»

و من خندیدم...

چون می‌دانستم در درونم همه‌ی آن‌ها هستند.

فقط بعضی روزها یکی بلندتر حرف می‌زند.

شاید امروز آلفا در من فرمانده است،

و فردا امگا آرام، جهانم را با رنگی تازه نقاشی کند...

زنانروانشناسیوجود
۷
۲
شیما نصیری
شیما نصیری
علاقمند به نویسندگی، روانشناسی، جامعه و زنان 🌱 کارشناس زبان و ادبیات انگلیسی ⚡
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید