شیوانقشدرنقش نامه۱۸۲۲·۶ روز پیشآقای اِنتظار«انتظار، یک ایستگاه نیست؛ یک سارقِ زمان است. با “آقای انتظار”، غریبهای که هرگز نباید با او دست داد، آشنا شوید.»
شیوانقشدرنقش نامه۱۸۲۲·۱۱ روز پیشآیینِ سپاس از ویرانهها«سپاس از کسانی که ما را در هم شکستند، و از خودمان برای تمامِ لحظاتی که ناخواسته، دیگران را. ستایشی بر آنچه میانِ ما ویران شد.»
شیوانقشدرنقش نامه۱۸۲۲·۱۲ روز پیشسکوتِ گوش هایماین قصهیِ مرزِ باریکِ میانِ دریافتن و روایت کردن است.»
شیوانقشدرنقش نامه۱۸۲۲·۱۴ روز پیشآغوشِ تاریکگاهی نجات، نه در انکارِ تاریکی، که در فهمیده شدنِ آن رخ میدهد.
شیوانقشدرنقش نامه۱۸۲۲·۱ ماه پیش«سوگِ بینسبت»بعضی سوگها برای کسی که رفته نیست؛ برای رابطهایست که هرگز شکل نگرفت.
شیوانقشدرنقش نامه۱۸۲۲·۱ ماه پیشبی نقابی«گاهی بینقاب بودن درد دارد؛ اما شاید تنها راه نجات همین باشد.»
شیوانقشدرنقش نامه۱۸۲۲·۱ ماه پیشلحظهٔ سقوط معنابعضی حضورها فقط شکلِ محترمانهای از غیاباند. و بعضی نبودنها از هر بودنی واقعیتر.