بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
دارم به خودم فکر می کنم ،به افکارم ،به اطرافم،به زندگی
آره به زندگی
شما چطور؟شما چقدر به زندگی و این فرصت فکر میکنین؟
وقتی به زندگی فکر میکنین،کدوم قسمت زندگی بیشتر به ذهنتون میاد؟
هر کسی بنا به احوال ، شرایط و احساسی که داره،یه بخش معینی از زندگی براش و تو ذهنش مهم وبولد میشه.
یکی ممکنه با فکر کردن به زندگی ، کار و شغلش به ذهنش بیاد، یکی خانوادش ، یکی ازدواج و همسر آینده ، یکی مشکلات اقتصادی ، یکی فرزند ، یکی تحصیلات ، یکی مسائل دینیش ، یکی آزادی (از نظر خودش) ، یکی عشق و...
و شاید هم چند تا از این موارد.
اما سوالی که به ذهن میاد اینه که واقعا همین؟
یعنی زندگی چنین معنای محدودی داره؟
میشه بزرگ تر و وسیع تر از این به زندگی فکر کنیم؟( حداقل توی فکر و ذهنمون برای لحظاتی هم شده از این مسائل وموارد عبور کنیم تا بدونیم بزرگتر از این هم میشه برای زندگی تصور و فکر کنیم؟)
به نظر من که میشه.
راستی بهتر نیست همراه یه قلم وکاغذ به افکارو اهدافمون برگردیم ، بهشون فکر کنیم و یه دور دیگه ( وشاید یه جور دیگه ) اونا رو برا خودمون مرور کنیم؟
بهتر نیست معنای مورد نظر خودمون از زندگی رو روی کاغذ بنویسیم؟
آره بهتر میشه .چون خیلی وقتا تو روز مرگی ها و مشغله های زندگی خیلی چیزا یادمون میره .به خصوص افکار و اهدافمون.
پس نیاز به یادآوری و باز بینی هست.
موفق باشید.
خوشحال میشم نظرات شما رو هم بدونم.