ویرگول
ورودثبت نام
ژکد
ژکدسرگردان تر از باد پریشان @milkomda تلگرام.
ژکد
ژکد
خواندن ۱ دقیقه·۶ ماه پیش

معنا یا وهم؟

من به درخت نگاه می‌کنم.

نه به برگ‌هایش، نه به سایه‌ی افتاده‌اش، نه به سبزیِ آرامش‌بخشش.

به «درخت‌بودن»ش نگاه می‌کنم.

و همان‌جا، در فروچاله‌ی ادراک، می‌فهمم که دارم فریب می‌خورم.

آنچه می‌بینم، چیزی نیست که "باید باشد" ؛ بلکه ذهنم شایعه ای از حقیقت بلامعنا را بازتاب می‌کند.

شاخه‌ها را او نقاشی کرده،

برگ‌ها را او از حافظه بیرون کشیده،

و سبزی را با پالتِ مفهومیِ خودش، لا‌به‌لای واقعیت پاشیده.

اما بیرون از ذهن... چه می‌ماند؟

آیا چیزی هست؟

یا فقط جرمی خام و بی‌نقاب،

که ما با توافقی بی‌صدا، به آن درخت گفتیم

تا از هیبتِ بی‌معناییِ جهان فرار کنیم؟

شاید آنچه من سبز می‌نامم، برای تو طعمی سرخ دارد.

شاید حجم‌ها در چشم تو، تهی‌اند؛

لمس یا تقلیدی ناشیانه از لمس؟

ما به جهان نمی‌نگریم،

ما جهان را بازسازی می‌کنیم.

و هر آنچه می‌پنداریم «واقعی‌ست»،

شاید فقط آینه‌ای‌ست.

صیقل خورده و خوش ساخت

قابل زیستن،

اما عمیقاً دروغ‌پرداز.

و من…

من گاهی دلم می‌خواهد چشم‌هایم را ببندم،

تا شاید برای نخستین‌بار، در واقعیت دیده گشایم.

تا شاید ذهنم، از معنا دست بشوید.

تا شاید،

ماده فقط ماده باشد.

بی‌نام، بی‌تاریخ، بی‌توضیح.

فقط حضور خامی که بودنش،

نه به فهمِ من وابسته است

و نه به اسمش.

اراجیف اینجانب

جهانمعنادرختذهنتوهم
۴
۲
ژکد
ژکد
سرگردان تر از باد پریشان @milkomda تلگرام.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید