ویرگول
ورودثبت نام
خرگوش سفید
خرگوش سفیدمن فقط شروع ماجراام، نترس
خرگوش سفید
خرگوش سفید
خواندن ۱ دقیقه·۱۷ ساعت پیش

لذت ساده‌ی نوشتن برای تو

این آخرین شبِ چت کردن با تو ناگهان اردیبهشت شده بود. حس می‌کردی که باز قلبت دارد جور دیگری می‌تپد. که دلت می‌خواهد کسی تنگ در آغوشت بگیرد و ترانه‌هایی که می‌خوانید طعم بوسه بگیرند. ناگهان شاعری اضافه شود به جهان که کلمه‌هاش را باد می‌آورد و باران تر می‌کند. چقدر هیچ‌چیز شبیه واقعیت‌اش نبود. زمستان پشت در ایستاده بود و دیوانگی‌هایت را تماشا می‌کرد و می‌خندید. ننه سرما باید نامه می‌نوشت برای عمو نوروز که نکند بهار را زودتر روانه کرده‌ای؟ رقص هم به جنون‌ات اضافه می‌کرد و کلمه‌ها و شعرها دورت پیچک می‌شدند. دیگر نمی‌دانستی که افسون کدام سحر و جادو در تو اثر کرده. باید دوباره منتظر وردهای دیوانه‌کننده باشی.

‌

عشقچت
۱۲
۲
خرگوش سفید
خرگوش سفید
من فقط شروع ماجراام، نترس
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید