خرگوش سفید·۱۰ ساعت پیشزنی که از غار بیرون آمدتوی تاریکی اتاق رژ لب را روی لبها کشیدم. کت چهارخانه را پوشیدم و چند دقیقه زودتر از باران به سر خیابان رسیدم. قطرهها شیشه عینکم را خیس می…
خرگوش سفید·۲ روز پیشبرداشتم از کتاب «نظریه عمومی جادو»«جادوگر موجودی منزوی است و حتی بیشتر ترجیح میدهد به اعماق جنگل پناه ببرد. در میان همکارانش نیز او تقریباً همیشه میکوشد که سرش به کار خود…
خرگوش سفید·۲ روز پیشاون دو نفر که حواسشون به هم بودراه رفتیم، آواز خواندیم، گشت زدیم بین کتابها و حرفهای یواشکی زدیم. با یک جفت ایرپاد دو نفره آهنگ گوش دادیم. من گوش چپ، او گوش راست. خندید…
خرگوش سفید·۲ روز پیشیا دقیق آرزو کن یا اصلا نکنبعضی پریها وظیفهشان فقط شنیدن آرزوهاست و رساندنشان به خدای آرزوها. این پریها نامرئی و ریز و بالدارند و نزدیک لبهای زمزمهکننده پرواز…