نگارنده : زهره کماسی – کوچ مدیران و رهبران تحولآفرین | مدرس دانشگاه
در سالهای اخیر، کوچینگ به یکی از مؤثرترین ابزارهای رشد فردی و سازمانی تبدیل شده است؛ اما نکتهای که اغلب نادیده گرفته میشود، این است که کوچینگ فقط یک مهارت نیست؛ یک «حضور» است.
حضور، قلب تپندهی کوچینگ است. بدون حضور، حتی پیشرفتهترین تکنیکها هم کارایی لازم را ندارند.
وقتی از «حضور» صحبت میکنیم، منظور تنها نشستن در مقابل مراجع یا حضور در جلسه آنلاین نیست.
حضور یعنی بودن کامل در لحظه. یعنی ذهن، قلب و توجه ما دقیقاً همانجایی باشد که باید باشد؛ کنار مراجع.
حضور یعنی این سه چیز:
تمرکز عمیق: بدون داوری، بدون عجله برای پاسخ دادن و بدون مقایسه.
اتصال واقعی: حسکردن فرد مقابل، دیدن او، شنیدن او و درک کردن او بدون فیلترهای شخصی.
آگاهی وسیع: توانایی مشاهده وضعیت مراجع از زاویهای وسیعتر و کمک به او برای دیدن چیزهایی که خودش معمولاً نمیبیند.
در کوچینگ، حضور مثل اکسیژنی است که به گفتوگو جان میدهد.
کوچ حرفهای کسی نیست که فقط سؤالهای خوب میپرسد.
کوچ حرفهای کسیست که با کیفیت حضورش، روح گفتوگو را متحول میکند.
وقتی شما بهعنوان یک کوچ حضور واقعی دارید:
مراجع احساس امنیت میکند.
ذهنش بازتر میشود.
عمیقتر فکر میکند و راحتتر حقیقت خودش را بیان میکند.
جسارت پیدا میکند انتخابهای جدیدی ببیند.
به راهحلهایی میرسد که شاید خود شما هم انتظارش را ندارید.
حضور، فضای رشد میسازد؛ فضایی که در آن تحول اتفاق میافتد.
بهعنوان فردی که سالهاست با مدیران و رهبران کار میکنم، باور دارم که حضور، چیزی نیست که یکباره بهدست آید؛
حضور تمرین میخواهد.
سه قدم کلیدی برای ساختن حضور:
یک کوچ حرفهای قبل از شروع جلسه، چند دقیقه زمان میگذارد تا ذهنش را از دغدغهها، قضاوتها و برنامه ذهنی خالی کند.
کوچ وارد جلسه نمیشود تا «مشکل را حل کند»؛ وارد جلسه میشود تا «فضا بسازد».
گوشدادن در کوچینگ فقط شنیدن ِ کلمات نیست.
شنیدن سکوتها، مکثها، تغییر تُن صدا، انرژی پشت جملهها…
اینها همان چیزهایی هستند که حقیقت مراجع را آشکار میکنند.
بدن ما همیشه پیش از ذهنمان به حقیقت میرسد.
یک کوچ حرفهای به احساسات بدنی خود – هیجان، سنگینی، گرمی، انقباض – توجه میکند و از آنها بهعنوان پیامهایی استفاده میکند که به عمق موضوع اشاره دارند.
وقتی کوچ حضور دارد، مراجع ناخودآگاه اینها را احساس میکند:
«دیده میشوم.»
«قضاوت نمیشوم.»
«فضا برای فکر کردن دارم.»
«میتوانم خود واقعیام باشم.»
«راهحلها درون خودم هستند.»
این کیفیت، همان چیزی است که کوچینگ را از هر مکالمه معمولی یا جلسه مشاوره متمایز میکند.
من بهعنوان کوچ مدیران و رهبران تحولآفرین، همیشه گفتهام:
رهبران بزرگ، اول یاد میگیرند با خودشان حضور داشته باشند.
بدون حضور:
تصمیمها سطحی میشوند.
انرژی تیم تحلیل میرود.
خلاقیت در سازمان کم میشود.
اما وقتی رهبر حضور دارد:
دید وسیعتر میشود.
انتخابها شفافتر میشوند.
اثرگذاری بالاتر میرود.
تیم حس میکند دیده میشود.
این همان جاییست که رهبری تحولآفرین شکل میگیرد.
پیشنهاد من به مدیران، رهبران و حتی دانشجویانی که در کلاسهایم حاضر میشوند این است که هر روز این تمرین ساده را انجام دهند:
روزانه ۵ دقیقه فقط بنشینید، چشمانتان را ببندید و توجهتان را به نفسهایتان برگردانید.
این کار ساده، ذهن را برای حضور واقعی تربیت میکند.
کوچینگ یعنی همراهی.
اما این همراهی زمانی ارزشمند میشود که در فضای حضور شکل بگیرد.
حضور همان جاییست که تحول آغاز میشود.
اگر شما هم یک مدیر، رهبر یا فردی هستید که میخواهید کیفیت تصمیمگیری، ارتباط و اثرگذاریتان را بالا ببرید،
کوچینگ و بهویژه حضور در کوچینگ میتواند مسیرتان را متحول کند.
اگر شما هم یک مدیر، رهبر یا فردی مت هم براتون آماکنم.