ویرگول
ورودثبت نام
.ABAN.
.ABAN.زنان یا صخره‌اند یا شکوفه؛ و نادرترینشان: صخره‌ای‌ست پوشیده از شکوفه.
.ABAN.
.ABAN.
خواندن ۱ دقیقه·۴ روز پیش

لُع .

اونروز اولین چیزی که یادم افتاد واژه بغض بود .

تو راه پام گیر کرد به جدول ، گفتم الانه میفتم اما سفت کف پاهام رو چسبوندم زمین ، دورم رو نگاه کردم ، حس کردم هیچ جارو نمیشناسم ، چرخیدم ، چادر رنگین هم چرخید .

به دنبال خط بوی گلاب رفتم، بعد فکر کردم این مکان همه جاش همین بو رو میده .

دیشب جا تو ماشین کم بود ، تو بغل نشسته بودم برگشتم طرف کسی که رو پاش لم داده بودم یواشکی گفتم : دلم برا بابام تنگ شده .

پشت کمرم خط فرضی کشید ، شبیه ابر بود .

هر طرف می‌چرخیدم انگار میون یه عالمه بوی گلاب و صدای آدم ها و طبل میخکوب شده بودم .

گفتم بزار پیام بدم به کسی که اینجارو بلده!

بعد دیدم چقدر پرو شدم.

خودم رو جمع و جور کردم ، سعی کردم لحظه ای به گم شدن فکر نکنم .

آروم نشستم گوشه سنگ فرش ، چادر رو کشیدم رو بدنم و سرم ، گفتم غیر ممکنه نبودن حضور من اذیتتشون نکنه ، آخرش یکیشون دنبال خنده من میگرده ، دنبال دویدن من وسط حیاط حرم ، دنبال با صبر چای خوردنم حتی دنبال کسی که دوست نداره چای رو شیرین بخوره !

پیدام کردن و رد مشکوک این بود که من فقط جایی میرم که خُنَک باشه .

چادرچای
۰
۰
.ABAN.
.ABAN.
زنان یا صخره‌اند یا شکوفه؛ و نادرترینشان: صخره‌ای‌ست پوشیده از شکوفه.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید