Masoud Karimi·۱ روز پیشاندکی تفکرصندلی خالی و چای سردامروز در کافه نشسته بودم و به آدمها نگاه میکردم. پیرمردی آمد، صندلی روبهروی میز من را کشید و نشست. نپرسید که کسی این…
reyhane.mosavi·۳ روز پیشجنگ انرژی!!قهوه یا چای☕️🍵«یک روز صبح، «پدر» و «پسر» توی آشپزخونه بودن. پدر داشت با عجله قهوه میریخت و پسر داشت با آرامش چای دم میکرد.پدر گفت: «بچه…
Kosar Mofidi·۴ روز پیش۱ـکلید رو که چرخوندم در باز شد. تو باز رو صندلی راک بودی. لیوان چای سبز، خالی بود و کتابی که می خوندی؛ بسته. من می دونستم باز چشمت به ساعت دی…
Tahere Niroumand·۴ روز پیشکلاغ سیاهاتوبوس به راه افتاد. «میهن» به بیرون چشم دوخت. پشت شیشه، برگهای سبز درختان به تنههای قهوهای خیس گره خورده بودند و در امتداد جاده بیشتر و…
مسعود احسانی پور·۴ روز پیشانواع چای؛ از چای سیاه خودمون تا چایهای خاص دنیاانواع چای؛ از چای سیاه خودمون تا چایهای خاص دنیاچای یکی از محبوبترین نوشیدنیهای دنیاست و تقریبا توی هر خونهای پیدا میشه. خیلی از ما روز…
ارغوان صفاپور·۱۴ روز پیشدو قدم تا سوختنقسمت دوم زن در را پشت سر دختر بست.خانه ساکت بود، اما این سکوت آرامش نداشت.زن چند لحظه به او نگاه کرد و گفت:– چی شده ؟ چرا اینقدر ترسیدی؟دخت…
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر·۱۵ روز پیشماجراهای صداقت آباد((ظهر چوپانی))دوستان، این متن عمدتاً با زبان معیار نوشته شده، اما در بعضی بخشها از واژههای محلی استفاده شده است. معنای این واژهها را برای راحتی مطالعه…
بهزاد فرخ پور·۲۰ روز پیشچای آخرمغازه خلوتتر از همیشه بود. بوی نم و گچِ دیوار، قاطی عطرِ کمجان چای مانده بود. بابا حسن، پیرمردِ قوزکردهای که انگار از دل دیوارهای ترکخو…
سعیده ملایی·۲۵ روز پیشمراکش، بوی چای نعناع در کوچههای کازابلانکاهنوز عطر اون ادویهها توی کیفم مونده و دلم همونجا، توی کوچههای پیچدرپیچِ بازار مراکش جا مونده…