
۱. هیچ تصمیمی کامل نخواهد بود (زندگی یک پکیج است)
متوجه باشید که هیچ تصمیمی عالی نخواهد بود.
هر تصمیم یک پکیج است، یعنی تصمیم خوب تصمیمی است که برایند کلی پکیج زندگی را بهتر کند. پس هیچ تصمیمی به تنهایی کامل نیست.
۲. تصمیمات دائمی نیستند (تصمیمات برای فصول مشخص زندگی هستند)
تقریباً هیچ تصمیمی در زندگی نیست که نتیجهاش تصمیم دائمی برای زندگی باشد.
زندگی فصول مختلف دارد و تصمیمات مشخص برای فصول مشخص زندگی گرفته میشوند.
به طور تقریبی، پنج سال تقریب خوبی برای یک فصل زندگی است و اگر تصمیمی برای پنج سال آینده خوب باشد، معمولاً کافی است.
۳. پذیرش
پذیرش، یکی از پایههای اساسی یک زندگی تابآورانه است.
پذیرش به معنی دوست داشتن شرایط نیست، بلکه به معنی قبول شرایط و قبول اینکه نمیتوانیم شرایط را تغییر دهیم، است.
باید قبول کنیم که چیزهایی در کنترل ما نیست و فقط روی آنچه در کنترل ماست تمرکز کنیم.
در زمینه تصمیمات بزرگ، پذیرش یعنی قبول این واقعیت که شما نمیتوانید در آن واحد چندین گزینه را در زندگی داشته باشید (زندگی اکثرش بده بستان است).
۴. رها کردن استراتژیک (هدفمند)
رها کردن استراتژیک به معنای ول کردن هدفمند و با تفکر است، نه از سر بیچارگی یا خستگی.
برای اینکه بتوان به یک چیز دیگر رسید و آن را گرفت، گاهی اوقات لازم است یک چیز را رها کنیم.
منابع ما محدود است و برای گرفتن یک چیز دیگر، باید چیز قبلی را رها کرد.
این چهار نکته به ما کمک میکنند که بتوانیم به صورت استراتژیک رها کنیم:
۱. دلایلتان را بدانید (میخواهید به چه چیزی برسید)
اولین کار برای رها کردن استراتژیک این است که بدانید اصلاً میخواهید به چه چیزی برسید و دلایل شما چیست.
شناخت خود (باورها، محدودیتها، نیازها و ارزشهای پایهای) اهمیت زیادی دارد. اگر تصمیمی با ارزشهای پایهای شما تداخل داشته باشد، همواره در رنج خواهید بود.
دانستن چرایی تصمیم (مثلاً مهاجرت برای آینده شغلی خود یا آینده بهتر فرزند) کمک میکند تا گزینهها را سریع ارزیابی کنید.
۲. برنامه خروجتان را مشخص کنید
وارد هر موقعیتی که میشوید، برنامه خروجتان را باید بدانید.
باید گزینههای زندگی را طوری چید که بتوان سریع از آن برنامه خارج شد یا آن را ول کرد.
مثلاً در زندگی شغلی، پسانداز خوب و پایین نگهداشتن خرجهای ثابت، یک گزینه رها کردن فراهم میکند.
۳. مدیریت ریسک به جای ترس از شکست
اغلب اوقات دلیل رها نکردن، ترس از شکست و ترس از پشیمانی بعدی است.
باید سناریوهای محتمل اتفاقات بد را در نظر گرفت و سعی کرد آن ریسکها را مدیریت کرد. این روش خیلی بهتری برای اداره زندگی است تا هیچ کاری نکردن.
۴. خطاهای فکری را بشناسید
انسانها خطاهای شناختی در ارزیابی گزینهها دارند.
برای مثال «سوگیری مالکیت» یا Endowment Effect و ارزش بیشتر دادن اشتباه به چیزی که داریم نسبت به چیزی که قرار است دوباره به دست بیاوریم، است.
تصمیم نگرفتن هم خودش یک تصمیم است و اغلب بدترین تصمیم است.
ترس از شکست میتواند باعث فلج شدن و فریز شدن شود، که منجر به تصمیم نگرفتن میشود.
حتی اگر یک تصمیم غلط گرفته شود، از نتایج آن چیزی یاد خواهید گرفت (شکست یکی از اساتید بزرگ زندگی است)، اما اگر هیچ کاری نکنید، هیچ نقطه داده جدیدی نخواهید داشت.
تصمیم بگیرید، به خودتان زمان بدهید، گزینهها را بررسی کنید، اما بیش از حد طولش ندهید.
برای استفاده عملی از این مطلب میتوانید از این پرسشنامه استفاده کنید.
۱. پکیج بودن تصمیمها
اگر به تصمیمی که میخواهید بگیرید (مثلاً مهاجرت یا تغییر شغل) نگاه کنید، چه جنبههای مثبت و منفی اصلی در “پکیج” آن وجود دارد؟
کدام بخشهای این پکیج برای شما غیرقابلمذاکره است (مثلاً امنیت خانواده، رشد شغلی، ثبات مالی)؟
اگر بخواهید یک «امتیاز کلی» به پکیج بدهید (۰ تا ۱۰)، با در نظر گرفتن همه جوانب، چه نمرهای میدهید؟
۲. فصلی بودن تصمیمها
در ۵ سال آینده (فصل بعدی زندگی شما) چه چیزهایی برایتان مهمتر از همه هستند؟
این تصمیم به شما کمک میکند این ۵ سال آینده را بهتر زندگی کنید یا نه؟
آیا برای خودتان تصویر کردهاید که اگر بعد از ۵ سال بخواهید مسیر را تغییر دهید، چه گزینههایی خواهید داشت؟
۳. پذیرش
چه بخشهایی از وضعیت فعلی شما خارج از کنترل شما هستند (و باید بپذیرید)؟
چه چیزهایی در کنترل شما هستند و میتوانید تغییر دهید؟
وقتی به تضاد بین “آنچه دوست دارم” و “آنچه ممکن است” فکر میکنید، کدام را راحتتر میپذیرید؟
۴. رها کردن استراتژیک
برای رسیدن به گزینه جدید، چه چیزهایی را باید رها کنید (مثلاً درآمد فعلی، دوستان، راحتیهای زندگی)؟
دلیل اصلی شما برای رها کردن چیست؟ (مثلاً آینده فرزند، رشد حرفهای، کیفیت زندگی)
اگر بخواهید یک «برنامه خروج» برای شرایط فعلی بنویسید، آن چیست؟
چه ریسکهای مهمی در این تصمیم هست و چطور میتوانید آنها را مدیریت کنید؟
آیا حس میکنید درگیر یک خطای فکری مثل «سوگیری مالکیت» شدهاید؟ (مثلاً بیشازحد چسبیدن به چیزی که دارید چون مال شماست)
۱. پکیج بودن تصمیمها
مهمترین خوبی این تصمیم برای من چیه؟
مهمترین سختی یا بدی این تصمیم چیه؟
اگه به کل پکیج نگاه کنم، چه نمرهای از ۱۰ میدم؟
۲. فصلی بودن تصمیمها
توی ۵ سال آینده، چه چیزی بیشتر از همه برام مهمه؟
آیا این تصمیم کمک میکنه اون چیز مهم رو به دست بیارم؟
۳. پذیرش
چه چیزهایی تو این تصمیم دست من نیست و باید بپذیرم؟
چه چیزهایی دست خودمه و میتونم تغییر بدم؟
۴. رها کردن استراتژیک
برای گرفتن این تصمیم، چی رو باید رها کنم یا از دست بدم؟
چرا ارزش داره این چیز رو ول کنم؟
بزرگترین ریسک این تصمیم چیه و چطور میتونم کنترلش کنم؟
با تشکر از خانم پانتهآ وزیری منبع
به کمک NotebookLM و ChatGPT و lummi.ai