تصور کنید وارد یک سازمان میشوید. همهجا پر از داده است: هزاران پیام در تلگرام و اسلک، صورتجلسههای متعدد، گزارشهای مالی، ایمیلها، و حتی گپهای دوستانه بین همکاران.

اما پرسش اساسی اینجاست: از دل این همه کلمه و جمله، واقعاً میتوان فهمید فرهنگ سازمان چگونه است؟
تا همین چند سال پیش، پاسخ بسیاری از پژوهشگران منفی بود. فرهنگ چیزی پنهان، سیال و مبهم به نظر میرسید؛ موجودی نامرئی که همه حسش میکنند اما کمتر کسی میتواند دقیق توضیح دهد «چی هست» و «چطور عمل میکند». حالا اما یک بازیگر تازه وارد میدان شده است: هوش مصنوعی.
آقای گلدبرگ در یک مطالعه جذاب تلاش کرده با استفاده از الگوهای word embedding، لایههای پنهان فرهنگ سازمانها را آشکار کند.
تجربه اول: تیمها در اسلک
پژوهشگران هزاران پیام ردوبدلشده در Slack را بررسی کردند. یافته جالب این بود که تیمهای موفق همیشه یکدست صحبت نمیکردند. در زمان هماهنگی، زبانشان شبیه به هم میشد؛ اما در لحظههای ایدهپردازی، تنوع و واگرایی زبانی بیشتری نشان میدادند.
درس ماجرا روشن است: تیم خوب، تیمی نیست که همیشه «یک صدا» باشد، بلکه تیمی است که بهموقع همصدا شود و بهموقع متفاوت فکر کند.
تجربه دوم: زبان مدیران در جلسات مالی
مدیرانی که در مجامع و کنفرانسهای مالی خیلی متفاوت از رقبایشان سخن میگفتند، در ابتدا تحلیلگران را شگفتزده و خوشبین میکردند. اما این تفاوت زبانی همیشه به نفع شرکت تمام نمیشد. گاهی انتظاراتی غیرواقعی ایجاد میکرد که بعدها با نتایج واقعی همخوانی نداشت و ارزش سهام آسیب میدید.
اما زمانی که این «تفاوت» با مسیر نوآوران موفق دیگر همراستا بود، نتیجه مثبت در پی داشت. به عبارتی متفاوت بودن به خودی خود ارزش نبود و در صورت هماهنگی با بافت و استراتژی واقعی سازمان و همزبانی با دیگر افراد موفق اثر مثبت داشت.
تجربه سوم: «من» و «ما» در ذهن کارکنان
هوش مصنوعی حتی میتواند بسنجد کارکنان تا چه اندازه خود را بخشی از سازمان میدانند. کافی است فاصله میان واژههای «من» و «ما» در پیامهایشان اندازهگیری شود. هرچه فاصله بین واژهههای من و ما کمتر باشد، هویت سازمانی قویتر است.
جالب اینکه این هویت تنها به مدت حضور افراد وابسته نیست، بلکه شبکه ارتباطات و تعاملات روزمره آنها در سازمان نیز نقش کلیدی دارد.
نتیجه نهایی
هوش مصنوعی میتواند فرهنگ سازمان را مثل یک موجود زنده زیر ذرهبین قرار دهد و شناخت بسیاری وسیعی از سازمان در اختیار ما قرار دهد. مثلا نشان دهد چه زمانی باید همسو شد، چگونه تفاوتها میتوانند سازنده یا مخرب باشند، و اینکه چطور «من»ها به «ما» تبدیل میشوند.
اما باید توجه داشت اگر از این ابزارها برای کنترل و نظارت افراطی استفاده شود، اعتماد سازمانی به سرعت از بین خواهد رفت. تنها زمانی که این فناوری در خدمت حمایت، شفافیت و یادگیری قرار گیرد، میتواند فرهنگ سازمانی را قویتر، سالمتر و انسانیتر بسازد.
منبع: How Artificial Intelligence Can Enrich Our Understanding of Organizational Culture
آدرس کانال من: https://t.me/Tavaroghstd
🆔@Tavaroghstd