Alan Shah·۵ روز پیشزمین سبزآن شب باران زده بود, هوای شهر آلوده را ماتم زده بود دلم هوای رفتن کرده بود هوای نبودن و نیستی و تنم هوای وطن کرده بود هوای بودن و هستی...
Alan Shahدرصاحبان قلب های صورتی·۹ ماه پیشکتابی که رویایش درخت بود !ساکن بی خبر سرزمینی بودم که از آن من نبود، هیچ یک از درختانش را نمیدانستم و ...
Alan Shah·۱ سال پیشتن هاشما باید تنها بودن را احساس کنید و در اعماق آن غرق شوید و هوای بدون تن را لمس کنید و در میان شکل ها خط شوید و در هجوم چشم ها تاریک شوید. آن…
Alan Shah·۱ سال پیشکاملترین ماه ممکن !در تاریکی آسمان شب سکوت حل شده و دریا را سکان کشتی ها محاصره میکند ، سیاهی سرزمین های مرده را هر نفس فتح میکند و لباس آفت بر تن خاک میپوشان…
Alan Shah·۱ سال پیشدختر خورشیدجایی به دور از چشم ها زیر سقف بلند آسمان شب همانجا که قامت بلند درختان برگ به آسمان میدوزد،هر دو بر سر یک میز و هر دو یک جام به دست اینجا د…
Alan Shah·۱ سال پیشباور به باراننه پای در بند باور و نه به گمان در راه یقین،نه در طنز فهمیده ها خندان و نه در اشک نفهمیده ها غرق و گریان و بدان شاد که در نقشِ هر هنر جهانی…
Alan Shah·۱ سال پیشمکان بی نشانآسمان با پرواز پرنده معنا گیرد،و زمین به رویش گیاه زمین آید،خشکی به دریا معنا بخشد،و بی رنگ به رنگ معنا،و من با توزیبای بی آلایش آرامشم،ای…
Alan Shah·۱ سال پیشیگانه علت تکمیلسلول به سلول در زندان تنم دنبال خودم میگردم و واحد به واحد تیکه های خودم را کنار هم میچینم،و هر بار که احساس گرما میکنم آغوش خودم را پناه…
Alan Shah·۱ سال پیشآن من زیباآنگاه که واژه هایم ته کشیدند و زبانم به بند کشیده شد و به دنبال آن احساسم را در میدانی پر از جمعیت به دار آویختند،پاداش هر مهربانی من یک زخ…
Alan Shah·۳ سال پیشسمفونی خلقت !و انگار این ذات خلقت است که با لذت آمیخته و شاید تنها هدف از خلقت خلق کردن باشد !پس چه هدفی والاتر از خلقت در دنیای به ظاهر بی هدف.با نیم ن…