
میدونیم که کشورایی مثل جمهوری آذربایجان، ارمنستان، گرجستان و اسرائیل که از لحاظ جغرافیایی آسیایی حساب میشن یا حتی روسیه و ترکیه که بیشتر خاکشون توی آسیاست، توی سیاست و ورزش کشورهایی اروپایی هستن!
به قسمت سیاسیش کار ندارم، چیزی که من دنبال میکنم و برام جالبه عضویت اونها توی ورزش اروپاست. خب مسلمه که استاندارد و سطح ورزش اروپا خیلی بالاتر از آسیاست. این باعث شده که توی ورزشی مثل فوتبال برای رقابت با قدرتهای اروپایی، بهخصوص کشورای ضعیفتری مثل ارمنستان و آذربایجان، کم بیارن و به رقابتهای بینالمللی مثل جام جهانی نرسن! در صورتی که اگه توی آسیا بازی میکردن احتمال اینکه توی این راه موفق بشن بیشتر بود. حتی میشه گفت که کشورایی مثل روسیه و ترکیه که قویتر هستن میتونستن تا الان چندتا قهرمانی آسیا داشته باشن…
این مسئله توی زندگی کاری هم میتونه اتفاق بیافته. اینکه محیط کاریای رو انتخاب کنی که همه از تو قویتر هستن و احتمال اینکه بتونی جایگاهت رو توی اون سازمان بالا ببری کم باشه یا استخدام سازمانی بشی که اونجا جزو بهترین متخصصهاش باشی و احتمال اینکه تو آینده نزدیک جایگاهت و حقوقت ارتقاء پیدا کنه خیلی بالاتر باشه.
تو حالت اول مسلمه که چیزای زیادی یاد میگیری، سطح مهارتت بالاتر میره ولی ممکنه اعتمادبهنفست زیاد نشه یا حتی سرکوب هم بشه و اینکه نتونی ارتقای شغلی داشته باشی توی درآمد و انگیزهت تاثیر منفی بذاره.
ولی تو حالت دوم درسته که شاید خیلی یادگیری و پیشرفتی در کار نباشه و با بهتر از خودت تعاملی نداشته باشی ولی ارتقای جایگاه و حقوقت توی اون سازمان میتونه حسابی بهت انگیزه و اعتمادبهنفس بده و حتی شاید منجر به رضایت بیشترت از زندگی بشه.
حالا اگه فرض کنیم توی زندگیت فقط میتونی تو یه سازمان کار کنی و باید همیشه تو همون سازمان بمونی، کدوم حالت رو انتخاب میکنی؟