تیرماه سرنوشتساز؛ نقشه راه کسبوکارها در آستانه توفان
تقریباً میتوان بهصورت قطعی گفت که عمده کسبوکارها در ماههای اخیر، دو رویکرد را در قبال منابع انسانیشان در پیش گرفتهاند: یکی، تعدیل گسترده و کاهش هزینههای پرسنلی؛ دیگری، حفظ کارمندان با قراردادهای موقت تا انتهای خرداد، آن هم اغلب با همان حقوق سال گذشته یا کف حقوق مصوب وزارت کار.
در یک چشم به هم زدن، پایان خرداد فرا میرسد و همراه با آن، پایان تعهد قراردادها با نیروهایی که با دلنگرانی مانده بودند.
روی سخنم با مدیرانی است که این روزها دست نگه داشتهاند تا ببینند بالاخره پایان خرداد چه میشود؛ رفتاری که صادقانه بگوییم، بخشی از عادت تاریخی ما ایرانیها برای به تعویق انداختن تصمیمهای سخت در ابهام است. پاسخ، هرچند تلخ، اما شفاف است: اوضاع بهشدت بدتر خواهد شد.
چرا؟
کافی است نگاهی به سناریوهای محتمل در منازعه ایران و آمریکا بیندازیم. چه مذاکرات به بنبست کامل برسد، چه وارد دورهای از تنش کنترلشده شویم، چه درگیری مستقیم رخ دهد، چه توافقی موقت حاصل شود، و حتی خوشبینانهترین حالت یعنی آغاز مذاکرات جدی برای یک چارچوب بلندمدت، همگی یک نقطه اشتراک دارند: هیچکدام از این سناریوها، ابهام اقتصادی و فشار بر کسبوکارها را در کوتاهمدت کاهش نمیدهند.
تحریمهای موجود به قوت خود باقی است، تورم انتظاری کاهش نمییابد، و ریسکهای سیاسی به سرعت حذف نمیشود. تحلیل روندها نشان میدهد حتی خوشبینانهترین سناریوها برای کاهش محسوس نااطمینانی و بازگشت ثبات نسبی به اقتصاد، به یک بازه زمانی حداقل یکساله نیاز دارند.
بهزبان سادهتر، قرار نیست تیر یا مرداد یا پاییز، گشایشی جادویی رخ دهد. این زمستان طولانی را باید برای یک سال سخت برنامهریزی کنید، نه اینکه منتظر آبشدن یخها در هفتههای آینده باشید.
حال سؤال اینجاست: آیا همه شرکتها باید برچیده شوند و از بازار خارج شوند؟ پاسخ قطعی «خیر» است.
راهکار اینجاست که بهجای نگاه یکپارچه و هیجانی، یک تحلیل پرتفوی ساده انجام دهید؛ چندین و چند ابزار خوب و کارا برای این منظور وجود دارد.
کسبوکار یا خطوط محصولتان را بر اساس دو محور بیرونی و درونی ارزیابی کنید:
جذابیت بازار فعلی (تقاضا، حساسیت به رکود، فشار رقابت)
در مقابل قدرت رقابتی شما (سهم بازار، حاشیه سود، برند، چابکی، نقدینگی و ...)
این تحلیل بهسرعت نشان میدهد که احتمالا کدام سگمنت یا محصول ارزش ماندن و حتی سرمایهگذاری محتاطانه را دارد، از کدام بخش باید حداکثر نقدینگی را بیرون کشید و در کدام حوزهها چارهای جز خروج برنامهریزیشده و حفظ منابع برای آینده نیست.
یادتان باشد! الان زمان عاشق و دلبسته ماندن و احساس داشتن به یک محصول یا حتی کل کسب و کار نیست! به تحلیل اعتماد کنید. در غیر این صورت ممکن است معشوقهتان شما را به نابودی بکشد.
ممکن است نتیجه این ارزیابی ناراحتکننده باشد و نشان دهد در موقعیتی نیستید که کلا در بازار بمانید؛ این را نباید شکست تعبیر کرد، بلکه یک عقبنشینی است. مهم این است که برای هر چهار حالت، از ماندن تا خروج کامل، یک سناریوی از پیش طراحیشده داشته باشید.
سخن پایانی
در باد این نمانید که «حالا آخر خرداد ببینیم چی میشود». هیچ معجزهای در راه نیست. تحلیل سناریوها نشان داد که شرایط، حداقل برای یک سال پیش رو، سخت و پیچیده باقی خواهد ماند. تازه اگر این یک سال تبدیل به «سالها» نشود!
اکنون زمان آن است که خود را برای سناریوهای بد آماده کنید، نه با وحشت و انفعال، بلکه با افزایش هدفمند بهرهوری، چسبیدن به اصول بازاریابی علمی و متوقفکردن ریختوپاش باقیمانده نقدینگی در تبلیغات بیاثر و فاقد بازگشت سرمایه.
ابزار تحلیل را بگذارید روی میز، تصمیمهای سخت را به تعویق نیندازید و بهجای امید منفعل، با برنامه بقا حرکت کنید.