
مرد جنگ ساختهی ویلیام کافمن فیلمِ بیهنرِ سیاستزدهای است که در چارچوبِ گرایش به سُلطهجویی در محتوا، نه داستان، خود را ارائه کرده. سینما را میشود به هر تعبیری هم که شده سیاسی نگاه کرد، حتّی اگر «استالکر» تارکوفسکی باشد، امّا سینمایی که شُعارِ سیاستزدهی خود را پُشتِ دوربین پنهان میکند را نمیتوان یک محصولِ هنری نامید. «پدرخوانده» کاپولا، «نجات سرباز رایان» و «فهرست شیندلر» اسپیلبرگ، «جزیره شاتر» اسکورسیزی، «پیانیست» پولانسکی و... سینمایی هستند که هنرمندانه شُعارِ سیاسیِ خود را پُشتِ نقابِ داستانها پنهان میکنند امّا مسئلهی این فیلم از داستان و فُرم در سینما عبور کرده. «مرد جنگ» نه تنها آشکارا در حالِ ترویجِ نفرتپراکنی علیهِ روسیه است بلکه اوکراین را بازیچهای برای ادامهی این جنگِ سرد انتخاب کرده. فیلمی اینستاگرامی که محصولِ اسکرینشات، ارتباط بر پایهی تکنولوژی و برتریِ نظامی است که تارگِتهای فُرمالیستیِ سینما را دست کم گرفته. تعلیق در چُنین فیلمی بوجود نمیآید و گویی از پیش ساخته شده. فیلم پُر واضح بیان میکند که اگر زن و بچهی یک آمریکایی توسطِ رژیمی غیر از رژیمِ کودک کُشِ صهیونیسمی، مورد گروگان و تجاوز قرار گرفت، یک آمریکایی یا سربازی که برای آمریکا میجنگد حق دارد علیهِ آن کشور تبلیغ کند و تا پای جان بجنگد. حوزهای از رسانه که ما ایرانیها که رهبرمان توسطِ سفاکانِ جهان شهید شده همچنان نابلدانه در آن فعالیت میکنیم. در حقیقت عُمقِ تأثیرگذاری رسانه بر فرهنگ و جامعه را بخوبی نشناختهایم و...
متن کامل را در مجلهی سینمایی برداشت بلند بخوانید.
ویدئوی مرتبط را در کانال آپارات من ببینید.