ویرگول
ورودثبت نام
علی رفیعی وردنجانی
علی رفیعی وردنجانینویسنده کتاب های: وقتی اوفیلیا می گرید، در جست و جوی سینما(مجموعه مقالات سینمایی)، احتکار احساسات، جغله و حسن یوسف
علی رفیعی وردنجانی
علی رفیعی وردنجانی
خواندن ۱ دقیقه·۲ روز پیش

نقد فیلم کوتاه «سایه فیل»

سایه فیل فیلمِ کوتاهی از آرمان خوانساریان هنوز به عُمقِ فاجعه نزدیک نشده در حالِ پیشگویی از آن است. فیلمی که اطلاعاتِ مجهولی از کاراکترهای‌اش به ما می‌دهد که به غیر از لیلا، سونیا سنجری، در سکانسِ آخر، هیچ‌کدام را به واکنش در برابرِ تنهاییِ بشرِ امروز نمی‌رساند. با دو اُبژه‌ی معکوس از رفتارِ نامعقولِ لیلا در برابر حسام محمودی، سیاوش، روبرو می‌شویم. در ابتدا مزاحمتی که افرادِ موتورسوار برای لیلا ایجاد می‌کنند که هیچ ربطی هم به تنهاییِ او و قصّه ندارد؛ سپس لیلای گارد دار در برابر سیاوش را می‌بینیم که با پُرسیدنِ این سؤال از او مشخص می‌شود: می‌ترسی کسی ما رو با هم ببینه. این سؤال در ساندویچی بیان می‌شود و بعد در سکانسِ آخر او پول غذاها را روی داشبورد می‌گذارد. رفتارِ نامعقولِ لیلا به اندازه‌ای مستأصل است که از سیاوش می‌خواهد خودرو را نگاه دارد و دوست ندارد به مقصد برسد؛ در صورتیکه به شکلی برای این نقش بازی کردن‌ها و دروغ گفتن‌ها مدیون او است و اگر او نبود هرگز پدرِ لیلا دامادش را نمی‌دید. فیلمِ کوتاه از یک پدیده‌ی کوتاهِ اجتماعی باید شکل بگیرد و هنگامی که از بزرگ‌ترین فلسفه‌ی هستی: تنهایی انسان در زمان و نیازِ او به دوست داشتن و دوست داشته شدن، حرف می‌زنیم نمی‌توانیم این عُمق را در چند سکانسِ راست و دروغ بیان کنیم و...

متن کامل را در مجله‌ی سینمایی برداشت بلند بخوانید.

ویدئوی مرتبط را در کانال آپارات من ببینید.

فیلم کوتاهسایهفیلنقد فیلمهنر
۰
۰
علی رفیعی وردنجانی
علی رفیعی وردنجانی
نویسنده کتاب های: وقتی اوفیلیا می گرید، در جست و جوی سینما(مجموعه مقالات سینمایی)، احتکار احساسات، جغله و حسن یوسف
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید