Ivy·۳ روز پیشزاده ی صبرشاید من از گذشته برنامه ریزی شده ام تا بخواهم صبر کنم برای کسی.صبر کردن برای خوب شدن حال پدر برای منطقی شدنش صبر کردن برای زندگی کردنش برای…
sipyaro·۱۴ روز پیشتنفس سایه...سایه روی تخت خزید، اول نرم و بیصدا، بعد سنگین شد، انگار چیزی روی سینهام نشسته باشد. میخواستم دستم را بلند کنم، اما انگشتانم در ملافههای…
Sistan·۱۵ روز پیشخودبین؟ یا خود بین!❣️من دوستی دارم که خیلی دختر مهربونیه و به من محبت زیادی داره. دوستان مشترکمون هم اون رو به مهربونی و حتی سخاوت میشناسن که من هم باهاشون…
Gin·۲۳ روز پیش《حقایق زیر سایه》(درود، این متن خام و یک دفعهای ظاهر شد، امیدوارم کم و کاستی مفهوم نداشته باشه و ممنون از تحلیل ها و نظرات شما، خوشحال میشم تحلیل و نقد یا…
مینا هستم·۴ ماه پیشسایه ی تنهادر عمق جانمچیزی بینامریشه دوانده است؛در سلولبهسلولِ تنمراه میرودو مرا صدا میزند.
مریم اشرفی زاده·۴ ماه پیشدر مورد این روزگارسایه جان رفتنی هستیم بمانیم که چه زنده باشیم و همه روضه بخوانیم که چه؟درس این زندگی از بهر ندانستن ماست این هـمه درس بخوانیم و ندانیم که چ…
سایه سرو·۴ ماه پیشدرخت توتعزیز قلبم، سلام.این روزها زیاد برایت مینویسم و در این نوشتهها از تو گله میکنم، اما نه! مگر میشود عاشق کسی بود و از او کینه به دل داشت؟ مگ…
سایه·۴ ماه پیشدرگاههمیشه موقع هر تصمیمِ کوچک و بزرگ گوشهی اتاق ایستاده بود، منتظرِ اجازهی ورود(این مطلب مناسبِ کودک و نوجوان نیست)
فرزاد ناصحیدرروانشناسان·۴ ماه پیش«پارادوکسِ نقاب و معنا: تحلیل ساختاری و پویشی هویت در فضای درمان»۱. «فر…