زندگیِ عبوس
قطره قطره تو را
پس میزند
و مرگ
با روی باز تو را
ذره ذره هضم میکند.
رُز
از زیبایی رفت
زمان
در حافظه پوسید
آب
لرزش را کشت
خاکستر
رنگ شد
و بوم
ناسازگار
ملاقات در رنگ
دردِ ریزمقیاس