Mamoon Latifiدراشعار و غزلیات لطیفی·۹ روز پیشبغض مکتوم- شعر سپیدبُغضِ مَکتوم!عقربههای زماندر بهتِ این دقیقههای قیرگونمنجمد شدهاند.و من،تنهاترین مخلوقِ زمین،در آستانهی این بغضِ مکتوم
Davod AtaiiدرSayehVajeh | سایهواژه·۱۰ روز پیشدچارت شدم../داود عطاییدچارت شدم.و بزرگترین بخش از زندگیام را ربودی.در یکآن.یکهو.دچارت شدم
Mamoon Latifiدراشعار و غزلیات لطیفی·۱۳ روز پیشمصیبت عظیم، شعر سپید ـ مأمون لطیفیشامگاهان،چادرِ قیرگون و سنگینِ خویش رابر فرازِ این سرا گشوده است؛اما دیر گاهیست که برای ما،سپیدهی سحرگاهاندر پسِ چکاد های مهآلودِ بیخبر…
نازی برادران·۱۵ روز پیشکوچ از شهرِ خاطره هاباران میبارد؛سقفِ خانهامهمچون سقفِ دلمدر سکوتی فرسودهقطره قطرهچکّه می کندفرو میریزد.ابرهادر آسمانِ بیقرارچنان میگریندکه زمینتابِ نگاه…
#ساحلدرشاعرانه"·۱۷ روز پیشاعجاز نگاهتتو آمدی و عشق رنگِ وجود شددنیای خسته از نفست حسود شددر چشمهای تو شبِ من راهِ گم نکردهر جادهای به سمتِ نگاهت ورود شدگفتم که عشق چیست؟ سکوت…
#ساحلدرشاعرانه"·۱۷ روز پیشخیالمی نشینم در خیالم با تو خلوت میکنم،خاطراتت را به صرف چای دعوت میکنممیرسی و رو به رویم مینشینی با وقار،تا در آید از دل دیوانه ی عاشق هوارحر…
Davod AtaiiدرSayehVajeh | سایهواژه·۱۸ روز پیشآخرِ برج سه؛/ داود عطاییاین روزهامثل یک کابوس کتک خوردهٔ خرطوم شکسته افتادهام گوشهی خانه.این روزهامثل یک کبک…
علی پورزارع «هیچ»·۲۵ روز پیشجانان«جانان»تو آن شعری،شاهبیت نابی،آن غزل خیالانگیزی،که هنوز نسرودهام آن را.تو آن صبحی،نخستین پرتوی نوری،آن بامداد غمستیزی،که هنوز ندیدهام…