بروی بیایی و نیز،
عاقبت و انجام
نبودن نیست
و بودن نیز
ذاتِ زندگی شدنیست
و تا بدان روز
که نشدی شدنی
کماهی دنیا
تنگ و گورت نیز
خاک خام را
بر سر خویش و عالم نریز
دنیا خود خاکیست
وان کس که نمکگیر است
عالَم نیست
تو به بودباشْ بودن
و هستبود شدن
دعوت شدهای
و میزبان زندگیست
وی نیز
به سان تو
در بودباشی شدنیتر
شدنیست...