از اشک با تو
چگونه سخن بگویم؟
و به اشک
از تردیدم چه بگویم؟
در تردید
با واژهها چه کنم؟
و با شک
چرا و چگونه کنار بیایم؟
لال شوم چطور است؟
و صداقتم را
کجا سر ببرم؟
نمینویسم .
.
اما
دق مرگ شوم
خاک
گرههایم را
باد میدهد گاهی؟
به گاه نسیم بهار
ریشهام را
دور میسازد از تباهی؟
دور شدم
دریغا مرهمی
فاصلههایم زخمیاند
باران
نگاهم
فهم غصههایش
زیر خاک
درد شکوفه دارند
از این جا که من هستم
خدا به شکوفه
نگاه میکند گاهی؟
اشکی
حرفی
تردیدی
دل او را رام میکند آهی؟
از چه و که و کجا و چرا با تو
چگونه و چرا بگویم؟
#عیعارظدپی
چه کنم؟...