بندهٔ ناخلفم، مهرِ شما را عشق است
جانِ من بسته به تو،نورِ شما را عشق است
با تنِ آلودۀ غفلت، به شما رو کردم
ای امیدِ دلِ آلوده، دعا را عشق است
چه کسی دیده چنین رحم و عطایی ز شما؟
پر زِ لطفت شده این سینه، صفا را عشق است
مِهرِ تو حل شده در جانِ منِ غرقِ خطا
معجزه اینکه مرا برده به پا را عشق است
منِ آشفته به درگاهِ شما برگشتم
که خطاکار به سوی تو، فنا را عشق است
ما همه دور شدیم از تو و راه گم کردیم
رحمتت بود که این راه به ما را عشق است
باز میدانم و میفهمم و باور دارم
بندهٔ ناخلف و مهرِ شما را عشق است
مجنون تبریزی