در یک غروب بهاری بعد از کمی پیاده روی و قهوه خوردن با یکی از دوستان قدیمی حوالی میدان ونک ایستاده ایم و ضمن توجه تمام به اطراف که نکند در کمین یکی از موبایل قاپها باشیم؛ منتظر تاکسی اینترنتی بودیم که دوستم گفت:« معلوم اسنپ نمی گیره دیگه. باید ده دقیقه توقف بزنی تا مبلغش بره بالا».
دقیقا این گفت و شنود به من یادآوری کرد که دولت مدتها پیش به جای من تصمیم گرفته است و گزینه عجله دارم را از اپلیکیشنهای تاکسی اینترنتی حذف کرده است.
ببینید مبحث ساده است. هزینه سفر از نقطه الف تا ب مثلا حدود 100 واحد پولی است (با فرض این که از چند تاکسی و ماشین شخصی و تاکسی اینترنتی قیمت گرفته ایم)، اما من یک روز که عجله دارم حاضرم 140 واحد پولی پرداخت کنم، ولی زودتر به مقصد برسم.
حالا از طرف دیگر هم ببینیم. اگر روزی من عجله نداشتم و علیرغم این که به قیمت 100 واحد آگاه بودم، اما با گزینه عجله ندارم حاضر به معطلی بودم تا هزینه کمتری (مثلا 80 واحد) پرداخت کنم.
مسئله بسیار روشن و واضح است. من یا شما به منظور مطلوبیت بیشتر (فرض کنیم زود رسیدن به مقصد) حاضر به پرداخت مبلغ بیشتر و یا برعکس این موضوع (فرض کنیم پرداخت کمتر مطلوبیت بیشتری دارد) هستیم. اما دایه مهربان تر از مادر مدتی پیش پا به میدان گذشت و گفت «نه خیر. من صلاح شما را بهتر می دانم. برای چی شما باید پول تاکسی بیشتری پرداخت کنی؟ شما باید به فکر جیبت باشی و اصلا شما حق نداری عجله داشته باشی»
این شد که گزینه عجله دارم را از اپلیکیشین های تاکسی آنلاین حذف کردند و حالا من و شما برای رسیدن به مقصد یا باید معطل بمانیم یا باید با روش هایی مثل توقف در مسیر راننده ها را راضی کنیم که سفر ما را بپذیرند. یادم است وقتی این اتفاق افتاد یادداشتی برای مطبوعات نوشتم که حالا در ویرگول بازنشرش خواهم کرد.

هدف از نگارش این مطلب، ضمن تقاضای بازگرداند حق انتخاب به مشتری این بود که یادآوری کنم دولت ها (یا سیاستگذار) که عمدتا خود را دانای کل می دانند عمدتا تصمیم هایی می گیرند که در نهایت منجر به ایجاد بازار سیاه، بی قانونی و یا اخلال در روند یک موضوع کاملا ساده می شود.
مثلا در گذشته دولت سری کالا مثل روغن و شکر و برنج و ... را با قیمت کمتر از قیمت واقعی به مردم می فروخت. آن موقع هم شما اگر نیازی به شکر نداشتی مجبور به دریافت شکر و حضور در بازار سیاه بودی تا نقدش کنی. این بازار سیاه در گذشته خیلی پررنگ بود و خیابان های اصلی شهر پر بود از خریداران کوپن.

حالا همین موضوع در خصوص بنزین و سایر حامل های انرژی هم هست که باید دید دولت برای آن چه فکری در سر دارد؟

حالا فهمیدید چرا درخواست تاکسی اینترنتی شما برای ده ها سفیر محترم ارسال می شود، ولی کسی حاضر به پذیرش آن نیست؟
