طرح مساله
گاهی حس میکنیم که وقتی در خونه و یا ماشین رو قفل میکنیم، گاز رو خاموش میکنیم و ... و نیاز داریم که برگردیم و دوباره چک کنیم و یا به صورت خودآگاه و یا ناخودآگاه در چرخه افکار تکراری گیر میکنیم.
برداشت خود من اینه که این چرخههای تکراری از انرژی حیاتی ما مصرف میکنند و ما رو از رسیدن به اهداف واقعی ما دور میکنند و یا باعث ایجاد تاخیر در رسیدن به اهدافمون میشوند.
خب تا اینجا مساله طرح شد، حالا راه حل چیست؟

راه حل علمی و پیشنهادی از کتاب "مغزی که خود را تغییر میدهد"
این راه حلی که اینجا میخوام براتون بگم برگرفته از کتاب "مغزی که خود را تغییر میدهد" است. فصل ششم این کتاب به موضوع وسواسهای فکری و عملی و راه حل اون اشاره داره.
دلیل گیر افتادن در افکار و کارهای تکراری
وقتی که نیاز داریم کاری رو دوباره از اول انجام بدیم و یا چیزی رو چندین بار چک کنیم در واقع داریم به یک فکر واکنش احساسی نشون میدیم و بهش آگاه نیستیم و فکر میکنیم اگر این چرخه رو ادامه بدیم به ما احساس آرامش و کنترل میده. در واقع از اضطراب به تکرار ناآگاهانه یه سری افکار و یا کارها رو میاریم. واقعیت اینه که درسته، تکرار این چرخه میتونه برای مدت کوتاهی به ما حس آرامش بده، ولی در دراز مدت شرایط رو بدتر میکنه.
قدم اول حل مساله
اولین قدم برای حل این مساله آگاه شدن به آن است. اینکه بدونیم وقتی هجوم این افکار رخ میدهند اینکه بهشون واکنش نشون بدیم و یا واکنش نشون ندیم دست ماست. برای موضوع خاموش کردن گاز یا بستن در میتونیم یک بار با تمرکز و آگاهانه این کار رو انجام بدیم و اگر بار بعدی این فکر برگشت با خودمون بگیم با تمرکز و درست انجامش دادم و دیگه به اون فکری که میخواد ما رو توی چرخه تکرار بندازه پاسخ ندیم و به قولی واکنش احساسی بهش نشون ندیم.
تا اینجا قدم اول رو برداشتیم.
قدم دوم راه حل
قدم دوم که تمرین مداوم میطلبه طراحی فرآیندی سالم و لذتبخش متناسب با شرایط زندگی ماست که بتونه در بدن ما هورمون دوپامین ترشح کنه. این فعالیتها میتونه شامل گوش دادن به موسیقی آرامشبخش، رسیدگی به گلها و گیاهان و باغبانی، ساز زدن، ورزشهای فردی و یا ورزشهای تیمی باشه که اتفاقا اگر این ورزشها تیمی باشند راحتتر میتونیم روی فعالیت ورزشی تمرکز کنیم و به خودمون کمک کنیم تا از چرخه افکار تکراری بیرون بیایم.
نکته اینه که هر بار که هجوم افکار به سمت ما اومدن باید به خودمون یادآوری کنیم که الان وقت پاسخ احساسی دادن به اون افکار نیست و به جای آن باید بین 15 تا 30 دقیقه اون فعالیت لذتبخش سالم رو انجام بدیم.
کاربرد خاصیت نوروپلاستیسیتی مغز در تغییر عادات و رفتارها
در فصل ششم کتاب "مغزی که خود را تغییر میدهد" از محققی به نام "شوارتز" نام برده شده که ساختار مغز افرادی که نشخوار فکری و یا وسواس عملی دارند رو قبل و بعد از انجام این تمرینها مورد بررسی قرار داده.
سه قسمت در مغز وجود داره که در زمان گیر افتادن در چرخههای تکراری مدام به هم پیام ارسال میکنند و ارتباط نورونی بسیار قوی بین آنهاست به خاطر همین به اصطلاح قفل مغزی در ذهن این افراد اشاره شده، در افرادی که این مساله رو ندارند ارسال پیام بین این سه بخش به صورت خودکار قطع میشود، در صورتی که در افرادی که در چرخه افکار و یا اعمال تکراری هستند این ارسال پیام قطع نمیشود.
اینجا تحقیقات "نوروپلاستیسیتی" به کمک "شوارتز" اومدند و شوارتز شروع به انجام تحقیق روی افرادی کرد که تمرینها رو انجام میدادند. در مغز افرادی که در این تحقیق شرکت کردند تغییراتی شروع به رخ دادن کرد. آنها با تمرینات مداوم موفق شدند "قفل مغزی" رو به صورت آگاهانه و عمدی باز کنند. در طول زمان ارتباط نورونی بین اون سه بخشی که قفل شده بود ضعیف و ضعیفتر شد...
میزان موفقیت این روش
افرادی که در این تمرینها شرکت کردند از طیفهای مختلفی بودند، افرادی که تراپی میرفتند، نمیرفتند، دارو میخوردند و نمیخوردند...نتایج تحقیق نشون داد که این روش تا 80 درصد موفقیت و بهبودی افراد رو نشون داد. افراد تونستند داروهاشون رو کم و یا قطع کنند و با رهایی از چرخه افکار و اعمال تکراری دوباره شروع به لذت بردن از زندگی کنند...
برداشت خود من اینه که 20 درصدی که این روش براشون کار نکرد، احتمالا تمرینها رو انجام ندادند و یا به تعداد کافی و مستمر انجام ندادند. از لحاظ علم "نوروپلاستیسیتی"، انجام مداوم این تمرینها (منظور تمرینهای سالم لذتبخش) باعث ایجاد "ارتباطهای عصبی جدید" در مغز میشوند وشرایط زندگی فرد را تغییر میدهند.
خبر خوب برای انجام تمرین
بالاتر در مورد تمرین گفتم که در زمان هجوم افکار و یا اعمال تکراری، بهتره که بین 15 الی 30 دقیقه فعالیتی سالم و لذتبخش مثل گوش دادن به موسیقی آرامبخش رو انجام بدیم. اما گاهی این زمان رو نداریم، مثلا پشت فرمون هستیم و یا سر کار هستیم و نمیتونیم 15 الی 30 دقیقه رو به فعالیت دیگهای اختصاص بدیم، اما تحقیقات نشون دادند که حتی انجام یک دقیقه تمرین هم میتونه به ساختن مسیرهای عصبی جدید در مغز ما کمک کنه.
همه اینها رو در قالب یک ویدیو هم براتون نوشتم، اگه دوست داشتین بهش سر بزنین :)