ویرگول
ورودثبت نام
ققنوس
ققنوس
ققنوس
ققنوس
خواندن ۲ دقیقه·۹ روز پیش

توسعه‌گرایی بدون زنان؛ یک پروژه ناتمام

توسعه‌گرایی بدون زنان؛ یک پروژه ناتمام

سرکار خانم دکتر پروانه سهرابی
سرکار خانم دکتر پروانه سهرابی

✍️پروانه سهرابی

«توسعه» سال‌هاست به واژه‌ای پرتکرار در ادبیات رسمی کشور تبدیل شده است؛ از برنامه‌های پنج‌ساله تا سخنرانی‌های کلان مدیریتی. اما پرسش اصلی همچنان بی‌پاسخ مانده است: **چگونه می‌توان از توسعه سخن گفت، در حالی که نیمی از سرمایه انسانی کشور عملاً از چرخه‌ی تصمیم‌سازی و تولید کنار گذاشته شده‌اند؟**

آمارهای رسمی و بین‌المللی تصویری نگران‌کننده ارائه می‌دهند. بر اساس داده‌های بانک جهانی، **نرخ مشارکت اقتصادی زنان در ایران حدود ۱۳ تا ۱۴ درصد** است؛ رقمی که ایران را در میان کشورهایی با پایین‌ترین سطح مشارکت اقتصادی زنان قرار می‌دهد. این در حالی است که میانگین جهانی این شاخص **بیش از ۵۰ درصد** است. چنین شکافی را نمی‌توان با توجیه‌های فرهنگی یا مقطعی توضیح داد؛ این یک **مسئله ساختاری توسعه** است.

توسعه‌گرایی، اگر به‌درستی فهم شود، مستلزم بهره‌گیری از تمام ظرفیت‌های انسانی جامعه است. با این حال، سیاست‌های موجود اغلب به نوعی **توسعه‌گرایی ناقص** دامن زده‌اند: زن تحصیل‌کرده مطلوب است، اما زن شاغل نه به همان نسبت؛ زن نیروی اجرایی پذیرفته می‌شود، اما زن تصمیم‌گیر همچنان استثناست. نتیجه‌ی این تناقض، انباشت زنان تحصیل‌کرده بیکار، مهاجرت نخبگان زن و اتلاف گسترده سرمایه انسانی است.

نهادهای بین‌المللی بارها هشدار داده‌اند که تداوم شکاف جنسیتی در بازار کار و مدیریت، هزینه‌ای مستقیم بر رشد اقتصادی تحمیل می‌کند. صندوق بین‌المللی پول تأکید دارد که کاهش نابرابری جنسیتی می‌تواند تولید ناخالص داخلی کشورها را به‌طور معناداری افزایش دهد. در این چارچوب، محدودسازی مشارکت زنان نه‌تنها یک مسئله اجتماعی، بلکه **یک خطای اقتصادی و ضدتوسعه‌ای** است.

مسئله فقط اشتغال نیست. سهم اندک زنان در مدیریت‌های میانی و عالی، شوراهای تصمیم‌سازی و نهادهای سیاست‌گذار، باعث می‌شود اولویت‌های توسعه‌ای یک‌سویه و غیرنماینده‌ی واقعیت‌های اجتماعی باشند. توسعه‌ای که صدای زنان در آن شنیده نشود، ناگزیر از درک نیمی از مسائل جامعه ناتوان خواهد بود.

اگر توسعه‌گرایی قرار است از سطح شعار عبور کند، باید به چند مطالبه روشن پاسخ دهد:

چرا زنان تحصیل‌کرده امکان ورود متناسب به بازار کار ندارند؟

چرا حضور زنان در مدیریت همچنان حداقلی و نمایشی است؟

چرا سیاست‌های توسعه‌ای فاقد سازوکار ارزیابی اثرات جنسیتی‌اند؟

توسعه با توصیه اخلاقی یا نمایش نمادین محقق نمی‌شود. **توانمندسازی واقعی زنان، رفع موانع نهادی و حقوقی، و ورود آنان به متن تصمیم‌سازی** باید به‌عنوان شاخص‌های الزام‌آور توسعه تعریف شود، نه امتیاز اختیاری.

در نهایت، توسعه‌گرایی‌ای که زنان را به حاشیه می‌راند، نه توسعه است و نه پایدار. تا زمانی که زنان به‌عنوان کنشگران برابر توسعه به رسمیت شناخته نشوند، «توسعه» در بهترین حالت یک پروژه ناتمام و در بدترین حالت یک شعار مصرفی باقی خواهد ماند.

زنانبازار کارسرمایه انسانیمدیریتایران
۲
۰
ققنوس
ققنوس
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید