ویرگول
ورودثبت نام
امیرحسین روشن ضمیر
امیرحسین روشن ضمیرمخترع،کارآفرین،پژوهشگر نوآوری و تحول دیجیتال، بنیانگذار استارتاپ چمروش، استاد مدعو دانشگاه صنعتی امیرکبیر، دانش آموخته دکترای مدیریت دانشگاه برادفورد انگلستان
امیرحسین روشن ضمیر
امیرحسین روشن ضمیر
خواندن ۳ دقیقه·۱ ماه پیش

فرش دستباف ایران؛ چالشی تطبیقی، نه یک مسئله فنی

بسیاری از ناکامی‌ها در مدیریت موضوعات فرهنگی نه از کمبود منابع یا ضعف فنی، بلکه از سوءفهم «ماهیت مسئله» ناشی می‌شود و فرش دستباف ایران نمونه‌ای روشن از این وضعیت است. سیاست‌گذاری‌های سال‌های اخیر عمدتاً بر راه‌حل‌های فوری، شعاری و رویدادمحور تمرکز داشته‌اند؛ اقداماتی که اگرچه ظاهری فعال دارند، اما به ریشه‌های مسئله نفوذ نمی‌کنند. با بهره‌گیری از نظریه «رهبری تطبیقی» رونالد هایفتز و تمایز میان مسائل فنی و تطبیقی متوجه می‌شویم که بحران فرش ایران ماهیتی تطبیقی دارد و صرفاً با ابزارهای فنی قابل حل نیست. این بحران علاوه بر بُعد اقتصادی، در لایه‌های فرهنگی، هویتی و رفتاری ریشه دارد و حل آن مستلزم یادگیری جمعی، بازاندیشی و استفاده هدفمند از فناوری‌های نوین برای اعتمادسازی، روایت‌پردازی و اتصال مؤثر به بازارهای جهانی است.

ضرورت تغییر نگاه: از مدیریت فنی به رهبری تطبیقی

ریشه‌ی بسیاری از ناکامی‌ها در مدیریت حوزه‌های فرهنگی و هنری، به‌ویژه فرش دستباف ایران، در «بدفهمی ماهیت مسئله» نهفته است. سیاست‌گذاری‌های سال‌های اخیر عمدتاً بر راه‌حل‌های فوری، شعاری و رویدادمحور متمرکز بوده‌اند که اگرچه حرکتی ظاهری ایجاد می‌کنند، اما هرگز به عمق مسئله نفوذ نمی‌کنند. برای عبور از این بحران، نیازمند به‌کارگیری نظریه «رهبری تطبیقی» رونالد هایفتز هستیم.

هایفتز میان دو دسته مسئله تمایز قائل می‌شود:

مسائل فنی: مسائلی که راه‌حل مشخصی دارند و با تخصص و دستورالعمل‌های مهندسی قابل حل هستند.

مسائل تطبیقی: مسائلی که به لایه‌های هویتی، فرهنگی و رفتاری انسان‌ها گره خورده‌اند و پاسخ آماده‌ای ندارند. این مسائل نیازمند یادگیری جمعی، گفت‌وگو و پذیرش دردِ تغییر هستند.

بحران کنونی فرش ایران ماهیتی تطبیقی دارد و با ابزارهای صرفاً فنی (مانند برگزاری نمایشگاه یا بخشنامه‌های دولتی) قابل حل نیست. تمرکز بیش از حد بر رویدادها، تنها تسکینی موقت و فرار از مواجهه واقعی با مسئله است.

نقش فناوری‌های نوین به مثابه ابزارهای توانمندساز

در پارادایم جدید، فناوری‌هایی مانند بلاک‌چین، هوش مصنوعی و اقتصاد پلتفرمی نباید به عنوان راه‌حل‌های مستقل، بلکه باید به عنوان ابزارهایی برای اعتمادسازی و روایت‌پردازی دیده شوند.

بلاک‌چین و شناسنامه دیجیتال: این فناوری می‌تواند چالش تاریخی اصالت‌سنجی را حل کند. ایجاد شناسنامه دیجیتال غیرقابل تحریف، امکان ثبت سابقه تولید و انتقال مالکیت را فراهم کرده و فرش را از یک کالای مصرفی به یک «دارایی فرهنگی و اعتباری» در نظام‌های مالی نوین تبدیل می‌کند.

هوش مصنوعی و پردازش تصویر: ثبت «اثر انگشت دیجیتال» برای هر فرش، آن را به اثری منحصربه‌فرد در سطح جهانی تبدیل می‌کند. همچنین هوش مصنوعی با تحلیل داده‌های بازار و شناسایی الگوهای سلیقه‌ای، فاصله میان ذوق هنری سنتی و منطق بازار جهانی را کاهش می‌دهد.

اقتصاد پلتفرمی: این رویکرد با حذف واسطه‌های متعدد، پیوندی مستقیم و روایت‌محور میان تولیدکننده ایرانی و مصرف‌کننده بین‌المللی ایجاد می‌کند که علاوه بر شفافیت قیمت، سهم تولیدکننده از ارزش نهایی را افزایش می‌دهد.

بازتعریف هویت و ارزش‌های معاصر

فرش ایرانی برای ماندگاری در بازار تراز اول جهانی، باید از یک «زیرانداز» به یک «کالای لوکس استراتژیک» و «تجربه فرهنگی» تغییر جایگاه دهد. در منطق معاصر، ارزش محصول تنها در زیبایی نیست، بلکه اخلاقِ تولید، حفاظت از محیط زیست (زنجیره تأمین سبز) و مسئولیت اجتماعی، مؤلفه‌های بنیادین ارزش‌گذاری هستند. فرش باید بتواند هویت فرهنگی خود را به زبان امروز جهان ترجمه کند تا به جای خریداری شدن، توسط مخاطب «زیسته» شود.

نتیجه‌گیری: ایجاد ظرفی برای یادگیری جمعی

احیای فرش دستباف نیازمند شجاعت برای مواجهه با واقعیت‌های پیچیده است. اولین قدم ضروری، کنار گذاشتن نگاه رویدادمحور و جایگزینی آن با نگاه مسئله‌محور است. ما به یک «نشست ملی واقعی» نیاز داریم؛ نه برای عکس یادگاری، بلکه برای ایجاد بستری که در آن ذینفعان مختلف (از بافندگان تا سیاست‌گذاران) بتوانند تضادها را به رسمیت شناخته و به یک تصویر روشن از مسئله برسند. این همان چیزی است که هایفتز «ایجاد ظرفی برای تحمل و یادگیری جمعی» می‌نامد؛ ظرفی که بدون آن، هیچ تحول پایداری در آینده‌ی فرش ایران شکل نخواهد گرفت.

فرش دستبافهوش مصنوعیرهبری
۱
۰
امیرحسین روشن ضمیر
امیرحسین روشن ضمیر
مخترع،کارآفرین،پژوهشگر نوآوری و تحول دیجیتال، بنیانگذار استارتاپ چمروش، استاد مدعو دانشگاه صنعتی امیرکبیر، دانش آموخته دکترای مدیریت دانشگاه برادفورد انگلستان
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید