تحولات فناورانه، اقتصادی و اجتماعی شتابگرفته در دهه پیشرو، ماهیت مهارتهای موردنیاز نیروی کار را بهطور بنیادین دگرگون میکند. گسترش هوش مصنوعی، دادههای کلان، اتوماسیون و فناوریهای دیجیتال نوظهور، نهتنها ساختار مشاغل را تغییر داده، بلکه تعریف «شایستگی حرفهای» را نیز بازآفرینی کرده است. در چنین شرایطی، مهارت دیگر صرفاً به توانایی فنی محدود نیست، بلکه ترکیبی پویا از توانمندیهای فناورانه، شناختی، اجتماعی و فردی را در بر میگیرد. گزارش «آینده مشاغل ۲۰۲۵» با ارائه چارچوبی تحلیلی، مهارتها را تا افق ۲۰۳۰ در چهار دسته محوری، نوظهور، پایدار و کماولویت طبقهبندی میکند و مبنایی نظاممند برای تحلیل تحولات سرمایه انسانی فراهم میآورد.

در ربع مهارتهای استراتژیک و رو به رشد، مهارتهایی مانند هوش مصنوعی، تحلیل کلاندادهها، تفکر تحلیلی، خلاقیت، تابآوری و سواد فناورانه قرار دارند. این مهارتها هسته اصلی اقتصاد دیجیتال آینده را شکل میدهند و انتظار میرود اهمیت آنها تا سال ۲۰۳۰ بهطور چشمگیری افزایش یابد. برخلاف تصور جایگزینی انسان با ماشین، آینده کار بر همافزایی انسان و فناوری استوار است؛ بهگونهای که فناوری وظایف تکراری را بر عهده میگیرد و انسان بر حل مسائل پیچیده، معناپردازی دادهها و تصمیمگیریهای خلاقانه تمرکز میکند. در این میان، مهارتهای انسانمحور مانند رهبری، نفوذ اجتماعی، خودآگاهی و یادگیری مادامالعمر، نقش مکمل و تعیینکنندهای در بهرهبرداری مؤثر از فناوری ایفا میکنند.
ربع مهارتهای نوظهور و تخصصی شامل حوزههایی مانند امنیت سایبری، شبکهها و مسئولیتپذیری زیستمحیطی است. هرچند این مهارتها هنوز در همه سازمانها بهعنوان مهارتهای محوری مطرح نیستند، اما نرخ رشد بالای آنها جهتگیری آینده بازار کار را نشان میدهد. امنیت سایبری از یک تخصص فنی فراتر رفته و به بخشی از فرهنگ سازمانی تبدیل میشود و مهارتهای سبز نیز با تشدید الزامات پایداری، به شاخصی برای اعتبار حرفهای بدل خواهند شد. سرمایهگذاری زودهنگام در این حوزهها، مزیت رقابتی بلندمدت ایجاد میکند.
در مقابل، مهارتهای پایه و پایدار مانند همدلی، گوشدادن فعال، خدمات مشتری و مدیریت عملیات، ستونهای ثبات سازمانی را میسازند. این مهارتها اگرچه رشد شتابانی ندارند، اما برای عملکرد مؤثر سازمانها حیاتیاند و اتوماسیون نهتنها آنها را حذف نمیکند، بلکه ارزششان را افزایش میدهد. فقدان این توانمندیها میتواند کارایی سازمان را بهطور جدی تضعیف کند.
در نهایت، مهارتهای عملیاتی و رو به افول مانند ورود دادهها و مدیریت دفتری سنتی، به دلیل ماهیت تکرارشونده و قانونمحور، بیشترین ریسک اتوماسیون را دارند. تمرکز بر آموزش این مهارتها، سرمایهگذاری پرریسکی است و سازمانها باید بر بازآموزی و انتقال نیروی انسانی این بخشها به حوزههای با ارزش افزوده بالاتر تمرکز کنند.
جمعبندی این تحلیل نشان میدهد که موفقیت در بازار کار ۲۰۳۰ مستلزم رویکردی آیندهنگر به توسعه سرمایه انسانی است. ترکیب متوازن مهارتهای فناورانه و انسانمحور، بازطراحی نظامهای آموزشی و ترویج یادگیری مادامالعمر، کلید تابآوری و رقابتپذیری سازمانها و نیروی کار در اقتصاد آینده خواهد بود.