همدل های مجازیم

همدلی  یعنی اینکه به درون وجود من بیایی و بکوشی به نیابت من و از طرف من درون مرا جستجو کنی و دنیای اطراف را ، آنچنان ببینی  و بفهمی که من می بینم و می فهمم.
همدلی یعنی اینکه به درون وجود من بیایی و بکوشی به نیابت من و از طرف من درون مرا جستجو کنی و دنیای اطراف را ، آنچنان ببینی و بفهمی که من می بینم و می فهمم.


به گفته آقای کارل راجرز روانشناس معروف آمریکای یعنی :

همدلی به معنای درک دنیای شخصی طرف مقابل ؛ انگار که دنیای خودتان است و البته قید انگار مهم است و نباید از بین برود.همدلی یعنی حس کردن خشم، ترس و سردرگمیِ طرف مقابلتان ؛ چنان‌که انگار حس خودتان بوده؛ بدون این‌که خشمگین شده، بترسید، یا این‌که سردرگم شوید.

بعبارتی همدلی یعنی دنیا را از نگاه طرف مقابل ببینیم....این جمله که " با دیگران همانطور رفتار کن که دوست داری دیگران با تو رفتار کنند" هیچ ربطی به همدلی ندارد ،چرا که ممکن است طرف مقابلت علاقه ای به آن طریقه رفتار که تو دوست داری نداشته باشد و به روش رفتاری دیگری علاقه داشته باشد . پس در همدلی باید طوری با طرف مقابل رفتار کنی که اون دوست دارد نه شما .

چگونه میشود تمام اندیشه ها و نگاهها و عادات خود را کنار گذاشت و بدون هیچ پیش داوری در نگاه طرف مقابل نشست و دنیا را از دید او دید، با اندیشه های او تحلیل کرد ، و برداشتی چون او داشت ، این ممکن نیست مگر اینکه طرف مقابل را دوست داشته باشی ، به علایق و اعتقاداتش احترام بگذاری و احتمال وجود ، نگاهی غیر نگاه خود ، اندیشه ای غیر اندیشه خود و باوری غیر باور خود را در جهان بدهی .

برای همدل خوب شدن روانشناسان شرایطی را بیان کرده اند از جمله :

1- قضاوت نکنید و برچسب نزنید و از ارزیابی های نابجای دیگران خودداری کنید.

2- هنگام ارتباط با دیگران به حرف های طرف مقابل خود گوش دهید.

3-نیاز ها و توانمندیهای طرف مقابل خود را درک کنید.

4-فرد مقابل خود را همانگونه که هست بپذیرید.

5-برای درک احساسات طرف مقابل، خود را به جای او فرض کنید.

6-بدون هیچ قید و شرط او را دوست داشته باشید.

7-برای بیان راحت احساسات به دیگران فرصت دهیم.

8-مهارت خودآگاهی داشته باشیم تا بهتر بتوانیم احساسات دیگران را درک کنیم.

9-تنها همدلی کردن کافی نیست در مشکلات جدی کمک تخصصی بگیرید .

10-هنگام همدلی کردن با دیگران روی موقعیت و مشکل تمرکز نکنید بلکه روی فرد تمرکز کنید .

11-مشکلات طرف مقابل خود را درک کنید اما به همراه او در مشکلاتش غرق نشوید.

12-فرد مقابل خود را درک کنید و با او مخالفت، بحث و مقابله نکنید.

13-برای اینکه فرد مقابل شما فکر نکند فقط او دچار مشکل شده است ، مشکل مشابهی را که برای خودتان پیش آمده برای او بگویید.

14-تظاهر به همدلی نکنیم زیرا اینگونه به احساسات دیگران لطمه وارد می کنیم.

15-به حالات چهره و حرکات طرف مقابل هنگام همدلی توجه کنیم.

16-احساسات طرف مقابل را درک کنیم تا او بفهمد برایش ارزش قائلیم.

17-احساسات خود را با کلمات دقیق و مناسب بیان کنیم تا طرف مقابل احساس آرامش کند.

18-با اعضای خانواده روابط عاطفی برقرار کنیم تا روحیه همدلی را تقویت کنیم.

19-طرف مقابلمان را مقصر ندانیم و سرزنش نکنیم.

20-به طرف مقابلتان دلسوزی یا ترحم نداشته باشید.

21-مشکلات او را کوچک و بی ارزش ندانید.

بر چشمهای خسته من اعتماد کن/ هی بغض پشت بغض دلم را تو یاد کن/ ابریست حال دل که ندارد نگاه تو/ شمسم توباش وگرمی دل را نهاد کن/ اینجا غروب تنگی دل را نشانه رفت/ تیری بزن به مردگیم هی معاد کن
بر چشمهای خسته من اعتماد کن/ هی بغض پشت بغض دلم را تو یاد کن/ ابریست حال دل که ندارد نگاه تو/ شمسم توباش وگرمی دل را نهاد کن/ اینجا غروب تنگی دل را نشانه رفت/ تیری بزن به مردگیم هی معاد کن



چطور می توان یک همدل خوب شد :

  1. خواندن کتاب خصوصا داستان و رمان . کتابها کمک میکنند با حالات روحی آدمهای داستان همراه شوید.خود را جای آنها قرار دهید و خوب درکشان کنید و این در روابط اجتماعی شما معجزه میکند . چرا که داستانها مملو از انواع شخصیتهاست که کمک شایانی به شناخت آدمهای اطرافتان خواهد کرد
  2. خوب گوش کنید . خوب شنیدن را تمرین کنید چرا که مشکل عمده در روابط بین آدمها نشنیدن یا بعبارتی درستر ، درست نشنیدن هست. همین خوب گوش نکردن هاست که آدمها را دچار سوء تفاهمها می کند. خوب گوش کردن شما را به درک درستی از طرف مقابلتان می رساند.
  3. به عقایدشان احترام بگذارید.باید پذیرفت آنچه من فکر میکنم درسترینه شاید واقعا درسترین نباشد یا برای دیگری درسترین نباشد. هرکسی عقیده خاص خودش را دارد و نیز سلیقه خاص خودش ، برای داشتن زندگی اجتماعی سالم باید به عقاید دیگران احترام گذاشت .
  4. خود را جای فرد مقابل قرار دهید درک درست از طرف مقابل مشروط به درک درست مشکلات فرد هست و این ممکن نیست مگر خودت را بجای فرد مقابل قرار دهی و مشکل را از نگاه او ببینی .

همدلی مفهومی بسیار ساده دارد و آن هم به معنای فهمیدن چیزها از دید فردی دیگر است. این توانایی باعث می شود که افراد بتوانند احساسات خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند.

بعضی ها ذاتا همدل هستند. بین کودکان یک مهدکودک دقت کنید خواهید دید بعضی کودکان با گریه یک بچه به گریه می افتند در حالی که بعضی ها اصلا برایشان مهم نیست و مشغول بازی هستند . جالبتر اینکه در یک تحقیق روی نوزادان متوجه شدن بعضی از نوزادان با صدای ضبط شده گریه نوزادان دیگر، گریه میکنند اما با صدای ضبط شده گریه خودشان، نه !!!.
بی شک در هر جامعه ای که حس همدلی بیشتر باشد ، صمیمیت و آرامش و امنیت بیشتری خواهید دید.
در خانواده ای هم که اعضای آنها نسبت بهم بی تفاوت نباشند قطعا موفق تر و خوشبختر خواهند بود حتی اگر فقیر باشند.
همین همدلی و کنار هم بودن حس آرامش را به هرانسانی انتقال میدهد .


واما ، سوال مسابقه آقای دست انداز "همدلی را بلد هستید؟همدل خوبی هستید؟همدل خوبی دارید؟چگونه می توان همدل خوبی بود؟چگونه می توان با کسی که با ما،طرز فکرمان و یا حتی عقایدمان مخالف است،همدلی کرد؟"

و جواب من : اگر به حساب خود ستایی و خود شیفتگی من ، نگذارید با افتخار اعلام میکنم بله ، همدلی را خوب بلدم و تا الان همدل خوبی برای بعضی از دوستان دور و نزدیکم بودم و هستم ، سعی میکنم باشم . با اینکه سلیقه هامون، اعتقاداتمون ، و اندیشه هامون گاه خیلی هم متضاد است اما باز توانسته ام حال دلشان را خوب کنم و از این توانستنم ، خدا را شکر میکنم .گاه حال خودم اصلا خوب نبوده اما با حرف زدن با آنها و شنیدن مشکلات و دغدغه هایشان ، حال بد خودم را فراموش کرده ام و تمام سعیم را برای خوب کردن حال اونا بکار بردم، وقتی دوستی بهم زنگ میزنه و درد دل میکنه و در نهایت اعلام میکنه که با حرف زدن با من انرژی میگیره و حالش خوب میشه ، خوشحال میشم ، ازاینکه حداقل وجودم باعث خیر برای کسی هست ،باز خدا را شکر .

اما از بین این دوستان ، برای من جالبترین ها ،بیادماندنی ترینها ، زوجی هستند که بطور مجازی و از طریق شبکه های اجتماعی با هم آشنا شدیم ،زوجی که در اوج افسردگی بودند ، سال 85 با هم آشنا شدیم ، دو تا از فرزندانشان را از دست داده بودند و زن افسرده تر بود ، البته مرد هم حال خوبی نداشت اما سعی میکرد محکم باشد و خود را قوی نشان میداد . زن ، یه زن خانه دار ، گریزان از تکنولوژی ، فاقد هیچ دوست صمیمی ، حتی با خواهرهایش هم، ارتباط خوب آنچنانی نداشت ،از من حدود 6 سال بزرگتر بود، مرد اما کارمند بود و یه 4 سالی از زنش بزرگتر ، عاشق هم بودند و هستند .

در عمیق ترین گوشه چشمت
جایی برای  زیبایی ها،
در خلوت ترین گوشه قلبت
جای برای عشق،
در ساکترین گوشه ذهنت
جای برای اندیشیدن
و در شلوغترین لحظاتت،
لحظه های برای  "دوست"
کنار بگذار....
سیمین.ح


در شبکه ای که عضو بودم از روی پروفایلم و پستهایم نظر مرد جذب شده بود و احساس کرده بود شاید بتونم دوست مناسبی برای همسرش باشم و این شد، موضوع را با من درمیان گذاشت ، شرح حالی از زندگیشون و مصیبتهایش گفت و وضعیت خانم را تشریح کرد . من با کمال میل قبول کردم . و این شروع ماجرا بود ، دوستی ما تا حال ادامه داشته و هر روز محکمتر و بهتر میشود . پیامهای روزانه من ، تلفنهای هفتگی مان ، رفت و آمد های گاه و بی گاهمان ، تاثیر خودش را گذاشت .در حال حاضر، حال هردوشون خیلی بهتره . در طی این سالها که از مرگ فرزندانشون می گذشت هیچ مراسم جشنی نمی رفتند، اما تابستان امسال به من افتخار دادند و در عروسی دخترم شرکت کردند .

لوح تقدیر مهم نیست چه در خود دارد
نقش تو روز ازل حک شده بر لوح دلم
روزگار هرچه دلش خواست بگو پیله کند
دیر وقتی ست که از عشق تو پروانه شدم
سیمین.ح