چه خوب که هنوز هم دوستی ها برقراره


جایی که همدیگر را یافتیم ..
جایی که همدیگر را یافتیم ..


یک بوسه ز تو زنده کند جان مرا
یک خنده ز تو شاد کند روح  مرا
دل پیر شد از حسرت دیداررخت
بگشای نقاب از سر و بنمایی مرا
سیمین.ح

باورم نمیشه ، 31 سال گذشت ، مهرماه سال 67 ،هردو مغرور از پیروزی بر غول کنکور ، با اعتماد بنفسی کاذب ، حاصل قبولی در یکی از بهترین دانشگاههای تهران ، دور از خانه و خانواده ، هرکدام از یک شهر ایران زمین، راهی خوابگاه شده بودیم با هزاران ادعا و توقع و طلبکارانه .....

اولین بار که دیدمت ، در نگاه اولم ترا خودخواهترین و متکبرترین دختر دنیا یافتم ، با این حال ازت خوشم اومد ، احساس کردم هرآنچه من ندارم یا کم دارم و دوست دارم داشته باشم ، تو داری ، اون غرورت ، آن نگاهها تیز بینت ، آن اقتدارت ، به دلم نشستی اما ساکت تر از آن بودم که دم بزنم ، تا آن شب یلدای تاریخی ...

بی کسی ها ، دور از خانواده ، تنهایی و غم غربت در آن شب عزیز باعث شد به هم پناه بیاوریم و شبی بیاد ماندنی به یادگار بگذاریم .....اصلا یادم نیست آن شب چه گفتیم و چه خوردیم اما شیرینی خاطره اش هنوز برایم تازه است و حضور تو ، سادگی و صداقتت ، صمیمیت و مهربانیت باعث شد چنین شبی کنار یک دوست خوب آنچنان خوش گذشت که هیچ کمبودی حس نکردم ، نه دوری از خانواده را ، نه غربت و تنهایی را ، تا نیمه های شب گفتیم و خندیدیم ........

دوستیمان در بیکسی هایمان شکل گرفت و چه زیبا تداوم یافت و من خوشحالم که هستی و هنوز بر همان قرار و همان صداقت کلام و همان سادگی ، پایداری....خوشحالم در این سالهای که هرکدام پی سرنوشت خود بودیم، رابطه و دوستی ما قطع نشده و هراز گاهی سعادت دیداری نصیب میشود و تجدید خاطراتی ........

بابت دیروز ممنونم .خیلی خوش گذشت . چند ساعتی که کنارت بودم اگرچه کوتاه اما به قدر 31سال خاطره مرور کردیم ، بقدر 31 سال زندگی کردیم ، بقدر 31 سال از عمر را به خوبی یاد کردیم .یادش بخیر ....ممنون که هستی ...


بیا جان من،
هندسه وجودمان را ،
به احکام ، تهی  محدود  نکنیم
بگذار قضیه ها را ،به استقراء  ثابت کنیم
بگذار اندیشه هایمان  تا بینهایت سفر کنند
درون دایره ها محدود نشویم
خطی ممتد باشیم در عبور از زندگی
دو خطوط موازی در امتداد هم
میدانم ،  افکارمان جهت دار و مخالفند
و زاویه دیدگانمان متفاوت، درست ،
ما هیچ تناسبی  با هم نداریم
و هیچ نطقه تقاطعی  ، هیچ وجه اشتراکی
بیا دوخط موازی باشیم...
می توان کنار هم زیست ، بدون هیچ تداخلی  ،
تضادها را ندید گرفت
با تفاوتها کنار آمد
و در همسایگی هم  ، مهربانانه زندگی کرد
به مهر ، نقطه ها را کنار هم چید
و تصاویری زیبا آفرید
که زندگی تداوم این نقطه هاست ...
سیمین.ح/8/12/97