پدر…
گاهی فقط یک سایه است روی دیوار عصرها،
گاهی دستی که بیصدا راه را بلد است.
کمحرف،
اما وقتی هست، جهان اندازهی درستش را پیدا میکند.
پدرها بلدند دوست داشتن را پنهان کنند؛
در نگرانیهای ریز،
در سکوتهای طولانی،
در ایستادن، وقتی همه چیز لرزان است.
امروز، روز گفتنِ همان چیزهاییست
که معمولاً نمیگوییم.
روز قدردانی از حضوری
که همیشه بوده، حتی وقتی دیده نشده.
برای پدرها،
برای آنهایی که هنوز هستند
و آنهایی که جایشان همیشه هست.