توی روزهای جنگ ۱۲ روزه یه نکتهای رو درباره دووم آوردن توی بحران و تجربیات تروماتایزینگ یاد گرفتم که هنوزم یادآوریش برام نجات بخشه:
دامن زدن به شاخصهای استمرار خویشتن و حس تعلق و هویت مثل خریدن و جمع کردن کتاب یا اشیای مورد علاقهاتون، تاب آوری و سلامت روان رو مخصوصا توی شرایط تروماخیز بالاتر میبره.

وقتی یادش گرفتم فهمیدم که همیشه به نوعی جسته گریخته برای دووم آوردن از این قانون استفاده کردم. این شکلی که به یه سری چیزا چنگ می زدم. مثلا وقتی ۲۱ سالم بود به باجه های تلفن عمومی و کافینت ها و انجمن های گفتگو و گودریدز و رادیو نمایش و نوشتن و کتابهای کتابخونههای شهرداری چنگ می زدم.
حالا برای سر هم کردن هویت تیکه تیکه شدم به چیزهای آشنا چنگ می زنم. به موزیکهای توی گوشیم و تیکههایی از گذشته و باقی مونده روابطم بعد از مهاجرتم از شهری به شهر دیگه و باقی مونده با ارزش روابط خانوادگیم که از طلا الان برام با ارزشتر شده.