ویرگول
ورودثبت نام
arghavan
arghavanI'm hopeless but maybe romantic
arghavan
arghavan
خواندن ۴ دقیقه·۱ ماه پیش

شب یلدا در غربت / روز 104 مهاجرت

شب یلدای خیلی عجیبی بود. هیچکس توی خوابگاه نمونده بجز من و یک پسر اسیایی. پسر اسیایی رو هم خیلی به ندرت میبینم و اشپزخونه فقط مال خودمه.

ساعت هنوز 12 شب هم نشده پس هنوز شب یلداست. هنوز یک دقیقه بیشتر وقت دارم. پایان پاییز و شروع زمستون تازه

اما اینجا تا الان به اندازه کافی سرد بوده... ازینجا به بعدش امیدوارم سردتر هم نشه.

قبلا یه تئوری داشتم که شب یلدا رو ادم با کسایی میگذرونه که اون سال نزدیکترین ادما بهش بودن.

امسال شب یلدا ولی عجیب بود . خلاصه بگم خیلی تنها بود. اینجوری نیست که هرشب تنها باشم اما امشب به طرز عجیبی احساس تنهایی کردم.

صبح ساعت 11 از خواب بیدارشدم و ساعت 1 صبحونه خوردم.

چرا؟ چون دیشب تا4 صبح داشتم با سایمون چت میکردم و امروز دیگه خبری از پیام نشد. البته ما دقیقا یک ماه و 4 روز میشه که کات کردیم.

 بعد شروع کردم به یه سری کارها.

3 تا سیبزمینی با پودر سیر و روغن زیتون رو گذاشتم توی فر.

شام کریسمس زودهنگام ، روز دوازده دسامبر ، با هم خوابگاهی ها عکس نامربوط
شام کریسمس زودهنگام ، روز دوازده دسامبر ، با هم خوابگاهی ها عکس نامربوط

برای ناهار سیبزمینی های برشته رو با بورانی لبو خوردم... برای شام هم فیله مرغ با رب انار و برنج زعفرونی درست کردم که مزه خیلی معمولی ای میداد. نمیدونم چی کم داشت اما قطعا یچیزی کم داشت.

الان روز 100ام مهاجرت منه... یا یه همچین چیزی... دیشب با شیمس بیرون بودم و رفتیم کریسمس مارکت و شراب پرتقال دارچینی خوردیم و سیبزمینی کریسمسی... سیبزمینی کریسمسی ، ترکیبی از سیبزمینی سرخ کرده، پنیر، اب گوشت غلیظ، سوسیس های کوچولوی برشته، و تیکه های مرغ بریونه.( یکم شبیه عکس بالا ، اما با سیبزمینی های بزرگتر و همه چیز قاطی پاطی)

بعد هم رفتیم بار روف گاردنی که من تاحالا نرفته بودم. شیمس خیلی پسر خوبیه. البته نمیدونم خوبه یا نه اما با من مهربون بوده تا به الان ولی قصدش رو نمیدونم. همش برام خوراکی و نوشیدنی میاره و به حرفام گوش میده و سرگرمم میکنه.

اما دلم؟ دلم پیش سایمونه...

از تجربه های گذشته درس نگرفتم... هنوز همون دختر کوچولوی ساده‌‌‌ی بیست سالگیم هستم انگار، درحالی که دو ماه دیگه میشه 24 سالم...

دیشب به شیمس گفتم قرار نیست باهاش بخوابم. گفتم مدت هاست دستم به کسی نخورده و الانم نمیخوام اینو تغییر بدم.

گفت از رابطه های سطحی و جنسی خسته شده و حاضره برام صبر کنه.

نمیدونم چقدر به این حرفش میتونم اعتماد کنم... اما تا وقتی که بهش احساساتی ندارم مشکلی نیست. گول نمیخورم.

از اون طرف سایمون پیامهایی میداد ... قبل از اینکه برم سر قرار بهش گفتم که من دارم میرم سر این قرار اما بهم خوش نخواهد گذشت و کار بدی هم نخواهم کرد...  

ته دلم امیدوار بودم یچیزی بگه ... مثلا نرو... یا وایسا تا من بیام دنبالت و با من برو بیرون.

نگفت، تنها چیزی که گفت این بود که امیدوارم خیلی بد پیش بره.

دیت در نهایت خوب پیش رفت و خوش گذشت، من شیمس رو دعوت کردم توی اشپزخونه و بهش چای نعنا فلفلی دادم.

اما

سایمون ساعت یک شب دوباره پیام داد که چی شد. من گفتم بهت گفته بودم که هیچی نمیشه. گفت قلبم به طور فیزیکی توان تحمل این درد رو نداشت اگر اتفاقی میافتاد.

من تو دلم فکر کردم چقدر بده یه مرد دور از جون شما بی خ#ایه باشه . ( این فحش نیست بخشی از اعضای بدنه)

حرف زدیم ... خیلی حرف زدیم تا صبح. برام تعریف کرد که احساساتش از روز اول دانشگاه شروع شده و بعد از به هم خوردن رابطمون الان یک ماه و چند روزه که روزهای سختی رو داره میگذرونه. گفت چند روز پیش عکسامون رو پاک کرده...

گفت هنوز یادشه اولین باری که من تو کتابخونه بهش گفتم موهاش قشنگ شده و بهش میاد.

گفت بخاطر من سعی میکنه صورتشو شیو نکنه.

من شیفته‌ی شخصیت نیمه اوتیسمی سایمون هستم. حرفاش سرگرمم میکنه و جوکاش من رو میخندونه.و واقعیت اینه که دوستم داره اما میدونم که وقتی یه مرد جربزه نداره اون رابطه به قهقهرا میره. مثل الان...

شیمس ولی جربزه داره... سر کار میره و عاشقم نیست ولی میدونه از من چی میخواد. اما دخترای زیادی هم تو زندگیش بودن که این منو میترسونه.

میدونم احتمالا یک سال دیگه هیچ یک از این دو مرد در زندگی من نخواهند بود برای همینه که روی یه تیکه کاغذ ارزوهام واسه سال جدید رو نوشتم.

12 تا ارزو. فقط یکی از این ارزوها مربوط به زندگی عشقی میشد و 11 تای دیگش مال منه.

یازده تا ارزوی کوچولو که باید تا سال دیگه به دست بیان. نیومدن هم نیومدن. بالاخره یه زندگی سگی ایه همه دور هم داریم میگذرونیم دیگه!!! اصلا چیکار کنم واقعا.

شیرینی های همخوابگاهی عزیزم هریت، کرامبل تمشک و الو با کره!!
شیرینی های همخوابگاهی عزیزم هریت، کرامبل تمشک و الو با کره!!

 

شب یلداکریسمسعشقفال حافظ
۲۴
۵
arghavan
arghavan
I'm hopeless but maybe romantic
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید