
اگر فکر میکنید عدم موفقیتتان به دلایلی بیرون از خودتان مربوط میشود (از قبیل شرایط خانوادگی، اجتماعی، مالی و غیره) پس این مقاله را بخوانید.
بحث را با جملهای از ژان پل سارتر، فیلسوف اگزیستانسیالیست فرانسوی قرن بیستم آغاز میکنم. جملهای که با خواندنش ابتدا متعجب و سپس دچار دگرگونی اندیشه شدم و شروع آشنایی من با فلسفه اگزیستانسیالیسم بود.
اگر کودکی ناقص الخلقه که بدون دست و پا از مادر متولد میشود قهرمان دو و میدانی نشود تنها گناه از خود آن کودک بوده است.
شاید این جمله برای افرادی که شناختی از فلسفه اگزیستانسیالیسم ندارند کمی رویایی و دور از ذهن باشد. به همین خاطر قصد دارم با انتشار این مقاله فلسفه اگزیستانسیالیسم را تشریح کنم. البته این فلسفه به دلیل برخی پیچیدگیها مستلزم شرح تفصیلی میباشد. اما اینجانب در صدد این هستم تا در حد توان به زبانی ساده به آن بپردازم.
تقدم وجود بر ماهیت یکی از اصول اولیه و بنیادین فلسفه اگزیستانسیالیسم میباشد. مطابق این فلسفه انسان وجودش بر ماهیتاش مقدم است و به این خاطر میتواند بشود آن چه که نیست. به زعم سارتر تمایزی بین انسان و اشیاء همین است.
اما اصلا تقدم وجود بر ماهیت دقیقا به چه معناست و چه تفاوتی با تقدم ماهیت بر وجود دارد؟
با ذکر مثالی به این سوال میپردازیم. قطاری را تصور کنید که برای جابجایی شهری طراحی شده ماهیت این قطار ابتدا در ذهن سازنده نقش بسته و آن را به منظور خاصی (برای جابجایی شهری) طراحی کرده است. لذا این قطار نمیتواند برای جابجایی خارج از شهر مورد استفاده قرار گیرد؛ زیرا ماهیت آن بر وجودش مقدم است و نمیتواند تغییر کند به عبارتی در بند ماهیت خود قرار دارد. اما این موضوع در مورد انسان دقیقا برعکس است انسان ابتدا وجود دارد و در آغاز وجود همانند یک کاغذ سفید است ماهیتی قبل از وجود برای او در نظر گرفته نشده و ماهیت او بر اثر کنشها و افعالش شکل میگیرد و این ماهیت همواره میتواند تغییر پیدا کند و انسان این امتیاز را دارد که از هر چیزی به چیز دیگر تبدیل شود و فقط کافیاست با باوری درست آن را انتخاب کند. براین اساس است که سارتر میگوید هیچ تضمینی وجود ندارد که انسانی دون مایه به قهرمانی تغییر پیدا کند و هیچ تضمینی نیست که قهرمانی تا ابد قهرمان بماند. اگزیستانسیالیسم معتقد است انسان هرچه را بخواهد میتواند انتخاب کند و محکوم به انتخاب است. هر شخصی همواره در حال انتخاب است و نمیتواند انتخاب نکند زیرا عدم انتخاب هم خود انتخابی است. این آزادی در انتخاب که در نتیجه تقدم وجود بر ماهیت است باعث میشود تا تمام مسئولیتهای اعمال انسان فقط و فقط به روی دوش او باشد زیرا هیچ شرایطی و هیچ وضعیتی نمیتواند این آزادی را از انسان سلب کند. فرض کنید شخصی در یک شرایط نامساعد وجود دارد یا در خانوادهای فقیر، قطعا این شرایط گزینههای انتخاب او را محدود میکنند ولی او همواره بین هزاران گزینه آزاد است. بین اینکه به تحصیل ادامه دهد یا وارد بازار کار شود، بین اینکه برای رسیدن به ثروت و رفاه تلاش و نیروی خود را به کار گیرد یا قناعت به خرج دهد و شرایط موجود را بپذیرد.
اگزیستانسیالیسم بر این است تا بگوید هیچ محدودیت بیرونی نمیتواند آزادی انسان را به طور مطلق سلب کند و این باور نادرست انسان را که دیگران، شرایط و اوضاع و احوال را بر علیه خود میداند و از این رو به دنبال بهانهای برای توجیه تلاش های نافرجام و آرزوهای تحقق نیافته خود میگردد را مطلقا از بین ببرد. یک اگزیستانسیالیست هیچ وقت به آرزوهای تحقق نیافته دل خوش نمیکند و در هیچ زمینهای خود را مستعد نمیپندارد مگر آنکه آن استعداد در یک اثر عینی نمود پیدا کرده باشد.
منظور از مسئولیت انتخاب در فلسفه اگزیستانسیالیسم این نیست که انسان در برابر اعمالش فقط نسبت به فردیت خود مسئول است بلکه این مسئولیت به تمامی انسانها تسری پیدا میکند و انسان با انتخابهای خویش به طور ضمنی به تمام انسانها که در شرایط او هستند آن را تجویز میکند. این را همواره به خود یادآور شوید که تمام اعمال شما الگویی برای تمام انسانهاست و همه را شامل میشود.
این بود مختصری از فلسفه اگزیستانسیالیسم و این نوشته را با جملهای از سارتر به پایان میرسانم.
سرنوشت بشر در دست خود اوست، امیدی جز به عمل نباید داشت و آنچه به بشر امکان زندگی میدهد فقط عمل اوست.
مقالههای دیگر با موضوع فلسفه و مطالب جالب حقوقی به زودی منتشر میگردد.
آدرس اینستاگرم:artiman.besharatloo