نازیلا حنایی·۱ روز پیشنفرینِ خدایان؛ سیزیفوار، به دوش میکشیم، رنجِ بودن را!اندکی بدی در نهادِ تو، اندکی بدی در نهادِ من، و نفرین جاودانه بر تبار انسان فرود می آید!
سجاد مهدیون·۳ روز پیشکشف امر غریب در بطن امر بدیهیبیا. تو هم بیا. آره خودتو میگم. با توام. بیا یه صندلی بذار همین بغل. بشین. گوش کن ببین چی میگم.قرار نیست اینجا چیزی بگم که خوشتون بیاد. من…
پیراندیشِ کودک خو·۶ روز پیشحکمِ جلبِ صبحگاهینورِ کمرمقِ صبحگاهی که به درونِ اتاق خزیده بود، نه نویدِ بیداری، که حکمِ جلبِ من به محکمهی بیرحمِ روزمره بود. با دستانی لرزان، شیرِ آب ر…
Mosi·۸ روز پیشسرگیجهراز زندگی؟ حقیقتی وجود ندارد. من در هزارتوی “نیهیلیسم” و “اگزیستانسیالیسم” سرگردانم و با اینکه جایگاه فکریام را میشناسم، این آگاهی نیز با…
رضا پرتو·۱۳ روز پیشجان وین دلیجان و اگزیستانسیالیسمتم یا مضمون فیلم دلیجان stagecoach ۱۹۳۹ مضمون سفر است. سفر بین دو شهر در آمریکای قرن نوزدهم. سفر جا به جایی در مکان است و هم مثل اکثر سفرها…
بنیامین·۱۳ روز پیشداستان مامن ی بچه ام. ی بچه ای که چشم هامو وا کردم توی این سالن بزرگ بودم. جلوی من ی سبد اسباب بازی بود. بعضی از اسباب بازی ها سالم بودن و بعضی شکست…
دکتر رضا قویدل·۱۸ روز پیشمیخواهم بنویسم و برومطغیان اگزیستانسیالیستی پاسخی شرافتمندانه در برابر جهان بی معنا
نازیلا حناییدرآبی بنفش·۲۱ روز پیشدلواپسیهای وجودی(اگزیستانسیال)؛ پرسشهایی که تاریخ مصرف ندارند!!آزادانه انتخاب کنید، مسئولانه معنا بسازید، و در آگاهی از مرگ، اصیل زندگی کنید.
Ivy·۲۱ روز پیششکاف بین من و اگزیستانسیالیسماز هنگام جنگ ،احساس کردم دلم زندگی را دوست دارد ،میخواهم بو کنم ،بچشم ،ببینم ، و مهمتر،زندگی کنم.اینجا بود ک این شکاف بین من و عقیده ی اگزی…
سین.میم·۲۲ روز پیشغبارنشینچند روزی از زمانی که در صحرا گم شده بود میگذشت، راستش دیگر خودش هم به یاد نمیاورد. با تابش نور آفتاب صبحگاهی که بدنش را میسوزاند، از خواب…