ویرگول
ورودثبت نام
امین‌رضا ترکی
امین‌رضا ترکیدر سرم جنگ‌های بسیاری‌ست و تنها کشته‌اش منم..!
امین‌رضا ترکی
امین‌رضا ترکی
خواندن ۱ دقیقه·۳ ماه پیش

شمارش معکوس!


سرانجام در یک سال نو، جنگ به مهمانی شهر رفت!

مردمی که تا دیروز با لبخند در زیر درختان پرشکوفه نشسته بودند و چای می‌نوشیدند، با چهره‌ای درهم و جامه‌ای سرخ، جانشان را سپر تیرهایی کرده بودند که بی‌وقفه از هر سو می‌بارید.

اما حالا جز یک سرباز کسی باقی نمانده. تنها، در میان شب، و با کوله‌ای پر از باروت و نارنجک.

هر لحظه آتش بیگانگان بیشتر و ویرانگرتر می‌شود. اما سرباز، بی‌اعتنا و با چشمانی بسته خود را در میان آتش رها ساخته.

بیگانگانی که پیروزی در چشمان دیده می‌شود، با اطمینان درحال پیشروی‌اند؛ و فاصله‌ی آتش و انفجار هر لحظه کم‌تر می‌شود...

جنگمرگتنهاییانزواانسان
۱
۰
امین‌رضا ترکی
امین‌رضا ترکی
در سرم جنگ‌های بسیاری‌ست و تنها کشته‌اش منم..!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید