
فکر میکنم حداقل یک بار در سرتاسر عمرتان برایتان پیشآمده است که با دورهای از زندگی دست و پنجه نرم کردهاید که بیش از یک موضوع ناراحتکننده برایتان پیش آمده است. شاید همزمان با شکستهای مالی متوالی، از دست دادن یک رابطه عاطفی و از بین رفتن اعتماد اطرافیانتان به شما، یکی از عزیزانتان نیز فوت کرده است.
اما با این حال شما ادامه دادهاید. مسیری که در آن بودید را پیش گرفتید و خودتان را از جایی که پر از ناراحتی و غصه بوده است، به سمت جایگاه بهتری کشاندهاید.
این همان چیزی است که امروزه روانشناسی به نام تابآوری میشناسد. اینکه تلاش کنید در اوضاع قاراشمیش روزگار، در میان جنگهای درونی و بیرونی، خودتان را به جایی بهتر بکشانید.
شما بدون اینکه بدانید مشغول انجام کارهای زیادی بودید. درگیر یادگیری مهارتی که در دنیای پرسرعت امروز که غم انسان، به سرعت بیاهمیت جلوه میکند، بسیار حیاتی است. مهارتی با نام تابآوری.
در میان روزمرگیهایتان و تمام چیزهای غمگینی که تجربه میکنید، دیواری به بلندی تابآوری از شما مراقبت میکند. به همین دلیل است که تابآوری موضوع مهمی است. و چگونگی چیدن آجرهای دیوار تابآوری، اهمیت زیادی دارد.
Best investors in the world with perfect outcome, always aware that buisnesses maybe felt down chart and make bad results. Besides of all this risks, they try it and after failure they're not giving up and keep moving forward.
تابآوری اولین بار در قرن هفدهم برای تشریح توانایی بازگشت سیستمهای مکانیکی به حالت اولیهشان در متون علمی جا باز کرد. این کلمه در اصل از کلمهای لاتین (مثل بسیاری از کلماتی که ما در سبد ادبی خودمون داریم) نشئت گرفته. بعدها در ۱۹۷۰ این کلمه وارد بومشناسی شد. کلمهای که به برگشتپذیری اکوسیستمهای طبیعی به حالت اولیة خودشان اشاره داشت. (باید ذکر کنم که این کلمه پیشینه خوبی در علوم طبیعی و مهندسی داره. پس سخت نگیرید و به راحتی به ادبیاتتون اضافهاش کنید.)
به صورت همزمان با بومشناسی، در دنیای روانشناسی تحقیقاتی نه با عنوان تابآوری ولی با مفهوم آن آغاز شد و در نهایت از ۱۹۸۰ این کلمه وارد ادبیات روانشناسی شد. روانشناسان پژوهشی چون نورمن گارمزی (Norman Garmezy)، مقالات خوبی درباره مفهوم تابآوری به نگارش درآوردند که جای توجه دارد.(البته برای عموم مطالب زیادی در این مقالات هست که شاید کاربردی نباشد.)
اما به طور خلاصه تابآوری چیست؟
«در روانشناسی مدرن، تابآوری به معنای «توانایی موفقیتآمیز برای سازگاری یا بازگشت به حالت عادی پس از تجربه استرس، تروما یا بحران» تعریف شد. این مفهوم نشان میدهد که انسانها نه تنها در برابر سختیها آسیبپذیر نیستند، بلکه پتانسیل رشد و تقویت در مواجهه با چالشها را نیز دارند.»
تعریف تابآوری ساده ولی پر از نکته است. کلماتی مثل (توانایی موفقیتآمیز) و (پتانسیل رشد و تقویت در مواجهه با چالشها) برایمان درسهای زیادی به همراه دارند.
اما تابآوری از نگاه من چیزی جز «به درستی ادامه دادن» نیست. فقط: درست ادامه دادن. افراد زیادی متصور میشوند که تابآوری آن فشار آخری است که به خودشان میآورند. آن تکرار آخر در باشگاه، آن تلاش آخر برای نجات کسب و کارشان، شاید آن آخرین صحبت عاشقانهای که برای شریک عاطفیشان ترتیب میدهند.
ولی گاهی ادامه دادن، مستلزم نگه داشتن نیروی آخرتان برای برگشتن دوباره است. برای همین باید نگاه کنیم به اینکه تابآوری چه چیزی نیست؟
> تاب آوری چیست ؟ در پاسخ به این سوال فروان نوشته و گفته و شنیده شده است اکنون شاید بهتر آن باشد که بدانیم تاب آوری چه چیزی نیست ؟
> تاب آوری برگشت پذیری نیست تاب آوری دارایی نیست تاب آوری رویکردی تقلیل گرا نیست تاب آوری بمعنای خوگیری با عامل مزاحم نیست تاب آوری بمعنای تن دادن به ذلت و تسلیم شدن و سازش هم نیست. هم چنین میتواند رویداد محور نباشد.
> تاب آوری انقلاب خرد ورزی است که خط تولید آن مدیریت است و ابزار گسترش آن هم آموزش است. تاب آوری خوشبختی جدید است.
در زندگی روزمره گاهی پیش میآید که آدم خسته میشود. توانایی ادامه دادن ندارد. آدم حق دارد. اما واقعا چگونه باید با این خستگی کنار آمد؟
در ابتدا بیایید بپذیریم که تابآوری، دارایی نیست. یک مهارت اکتسابی است. میتوانیم آن را بیاموزیم و از آن در شرایطی که لازم میدانیم بهره ببریم. پس میتوان گفت، تابآوری یک مهارت رویکردی است. میتوان آن را به صورت یک رویکرد به شرایط اعمال کرد.
از طرفی این بیان که تابآوری را نسبت به شرایط میتوان اعمال کرد، به این معنا است که برای تغییر شرایط در حال انجام کاری هستیم. پس قرار نیست که به شرایط خو کنیم. قرار نیست که تابآوری به معنای پذیرفتن ذلت یا سختیِ تحمیلی دنیا باشد.
با این احتساب، تابآوری اصلا معادل پذیرفتن شرایط نیست. تابآوری رویکردی خردورزانه برای تغییر شرایط است، نه پذیرفتن ذلت و سختی!
شاید اگر مثالهایی از تابآوری را با یکدیگر مرور کنیم، نقطه نظر بهتری به تابآوری و راههای افزایش تابآوری پیدا کنیم.
بازسازی پس از زلزلههای بزرگ (مانند زلزله بم یا منجیل): در حوادث طبیعی غیرقابل پیشبینی، همیشه شاهد بودهایم که مردم ایران با ایجاد شبکههای مردمی و کمکرسانی سریع، غمها را به هم تقسیم کرده و شهرها را دوباره میسازند. روحیه ایثار و کمک به همنوع در این حوادث، نمادی از تابآوری اجتماعی و فرهنگی ماست.
۴. مبارزه با همهگیری کووید-۱۹ (۲۰۲۰-۲۰۲۲): در دوران همهگیری کرونا، شاهد تابآوری جمعی در سطح جهانی بودیم. از کادر درمانی که شبانهروز تلاش میکردند تا شهروندانی که با رعایت پروتکلهای بهداشتی و تولید ماسک و مواد ضدعفونیکننده در خانهها، سعی در قطع زنجیره انتقال ویروس داشتند. این همکاری جهانی برای تولید و توزیع واکسن نیز بخشی از این تلاش مشترک بشری بود.
دیوار تابآوری، نیاز به یک سری تکیه گاه دارد. تا بتواند به خوبی از نفوذ ناگواریها دفاع کند. (این تشبیه که تابآوری مانند یک دیوار از نفوذ ناگواریها دفاع میکند، اصلا مثال خوبی نیست. به این خاطر که تابآوری برای دفاع ساخته نشده، بلکه برای رویارویی پس از دچار شدن به ناگواریها ساخته شده.)
این تکیهگاهها عبارتند از:
۱. ارتباطات خوب: داشتن دوستانی (دوستان به مثابه کسانی که میتوانیم پیششان فحش بکشیم به اول و آخر قضایا) که بتوانیم خودمان را پیش آنها بروز دهیم. خودمان باشیم و مجبور نباشیم زمانی که در کنار آنها میگذرانیم، نقابی از «اوضاع خوب و خوش و رنگین» به چهره بزنیم.
۲. زمان تنهایی: کسی که مدام در معرض سخن و حضور دیگران است، نمیتواند بر مصائب رخ داده آگاه بماند. داشتن زمانی که انسان بتواند با خود خلوت کند و کمی به گفتوگوهای درونیاش اعتبار دهد، همیشه نیاز است.
۳. آگاهی از حس و حال: دانستن اینکه الان چه چیزی در جریان است و ایرادی ندارد که حال خوبی نداریم. اعتبار بخشیدن به زمان حال و آنچه در حال تجربهاش هستیم.
(این لیست به روز رسانی میشود.)
Like building a muscle, increasing your resilience takes time and intentionality. Focusing on four core components—connection, wellness, healthy thinking, and meaning—can empower you to withstand and learn from difficult and traumatic experiences. To increase your capacity for resilience to weather—and grow from—the difficulties, read this article
همه ما احتمالا پذیرفتهایم که تمرین در باشگاه ما را برای میدان نبرد آماده میکند. تابآوری هم از این جنس است. ابتدا میخواستم تمرینهایی برای تابآوری پیدا کنم ولی اینترنت به من اجازه نداد.
به همین خاطر این جا فقط یک کاری که خودم را به مرور با بخشهای مختلف این مهارت آشنا کرد، ذکر میکنم.
نوشتن ابرازی
بیان داشتن آنچه رخ میدهد و آنچه من درباره آن فکر و احساس میکنم.
در آینده بیشتر در باره جنبههای گوناگون تابآوری و حوزههای مرتبط به آن صحبت خواهم کرد.