نکات کلیدی این مطلب:
تظاهر معمولاً از ترس میآید؛ ترس از طرد شدن، ترس از کافی نبودن، ترس از اشتباه کردن.
کسی که اعتمادبهنفس دارد، لازم نیست تظاهر کند؛ چون خودش را پنهان نمیکند.
تظاهر شاید شما را موقتاً امن نگه دارد، اما هرگز خوشحال نمیکند.
کلینیک روانشناسی و مشاوره آوان – خیلی از ما روزها و سالهایی از زندگیمان را با یک نقش میگذرانیم؛ نقشی که قرار است «قوی»، «موفق»، «بینیاز» یا «همیشه مطمئن» به نظر برسد. لبخند میزنیم وقتی درونمان خسته است، حرفی میزنیم که فکر میکنیم باید بزنیم و تصمیمی میگیریم که مطابق انتظار دیگران است، نه مطابق خواست خودمان. تظاهر کردن، اگرچه در کوتاهمدت ما را از قضاوت دیگران حفظ میکند، اما در بلندمدت بهای سنگینی دارد. فرسودگی روانی، اضطراب مزمن و از دست دادن حس واقعی «خود بودن». اگر از این نمایش خسته شدهاید، شاید وقت آن رسیده که به ریشهی ماجرا نگاه کنید؛ اعتمادبهنفس واقعی.

تظاهر معمولاً از ترس میآید؛ ترس از طرد شدن، ترس از کافی نبودن، ترس از اشتباه کردن. بسیاری از ما در کودکی یاد گرفتهایم که برای دوستداشتنی بودن باید «بهتر» باشیم، مثلا نمره بالاتری بگیریم، رفتار مودبانهتری داشته باشیم و موفقیت بیشتر کسب کنیم. کمکم این پیام در ذهنمان حک میشود که «اگر خودِ واقعیام را نشان بدهم، پذیرفته نمیشوم». نتیجه؟ یک نسخهی ویرایششده از خودمان را به جهان ارائه میدهیم.
مشکل اینجاست که این نسخهی ساختگی نیاز به نگهداری دائمی دارد. باید همیشه حواستان باشد که نقشتان خراب نشود. همین مراقبت دائمی انرژی روانی زیادی مصرف میکند و باعث میشود حتی موفقیتها هم لذتبخش نباشند، چون تهِ دلتان فکر میکنید که «اگر من واقعی بودم، باز هم دوستم داشتند؟»
اعتمادبهنفس واقعی به معنی بینقص بودن، بیترس بودن یا همیشه برنده بودن نیست. اعتمادبهنفس یعنی باور داشته باشید که حتی اگر اشتباه کنید، حتی اگر رد شوید، حتی اگر کامل نباشید، باز هم ارزشمند هستید. کسی که اعتمادبهنفس دارد، لازم نیست تظاهر کند؛ چون خودش را پنهان نمیکند.
برخلاف تصور رایج، اعتمادبه نفس از تأیید دیگران به دست نمیآید. ممکن است هزاران نفر شما را تحسین کنند، اما اگر درونتان خودتان را نپذیرفته باشید، باز هم احساس ناامنی خواهید کرد. اعتمادبهنفس یک رابطهی درونی است؛ رابطهای که با خودتان دارید.
وقتی تظاهر میکنید، ناخودآگاه به خودتان پیام میدهید که «منِ واقعی کافی نیست». این پیام، هرچقدر هم پنهان باشد، آرامآرام عزتنفس را میخورد. شما شاید در ظاهر موفق باشید، اما در باطن احساس پوچی میکنید. این تضاد درونی باعث اضطراب، فرسودگی و حتی افسردگی میشود.
از طرف دیگر، تظاهر مانع صمیمیت واقعی با دیگران است. وقتی نقاب دارید، دیگران با نقاب شما ارتباط میگیرند، نه با خود شما. به همین دلیل است که بعضی افراد با وجود روابط زیاد، احساس تنهایی عمیقی دارند.
شجاعت صادق بودن با خود: راه اعتمادبهنفس از یک نقطهی ساده اما سخت یعنی “صداقت با خود” شروع میشود. از خودتان بپرسید:
من دقیقاً در چه موقعیتهایی تظاهر میکنم؟
از چه چیزی میترسم؟
اگر خود واقعیام را نشان بدهم، بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد چیست؟
نوشتن پاسخ این سؤالها میتواند بسیار روشنگر باشد. وقتی ترسها را از ذهن بیرون میآورید و روی کاغذ میآورید، اغلب میبینید که آنها آنقدرها هم قدرتمند نیستند.
پذیرش نقصها نه جنگ با آنها: افراد با اعتمادبهنفس نقص ندارند؛ آنها با نقصهایشان در جنگ نیستند. به جای اینکه انرژیتان را صرف پنهان کردن ضعفها کنید، میتوانید آن را صرف توسعه خودتان کنید. پذیرش به معنی تسلیم نیست؛ به معنی واقعبینی است. وقتی بپذیرید که کامل نیستید، فشار غیرواقعی از روی شانههایتان برداشته میشود.
جالب است بدانید بسیاری از آدمها دقیقاً به خاطر نقصهایشان دوستداشتنی میشوند. صداقت، آسیبپذیری و انسان بودن، پیوند عمیقتری از «بینقص بودن» میسازد.
تمرین نه گفتن و احترام به خود: یکی از نشانههای مهم اعتمادبهنفس، توانایی «نه گفتن» است. تظاهر اغلب باعث میشود به چیزهایی بله بگویید که نمیخواهید، فقط برای اینکه تصویر خوبی حفظ شود. هر بار که برخلاف خواست خودتان بله میگویید، یک قدم از خودتان دور میشوید.
نه گفتن ممکن است در ابتدا ترسناک باشد، اما هر بار که این کار را میکنید، به خودتان ثابت میکنید که نیازها و مرزهایتان مهماند. این تجربهها آجرهای اعتمادبهنفس را میسازند.
مقایسه را متوقف کنید: مقایسه یکی از بزرگترین دشمنان اعتمادبهنفس است، بهخصوص در عصر شبکههای اجتماعی. شما پشتصحنهی زندگی خودتان را با ویترین زندگی دیگران مقایسه میکنید. طبیعی است که در این مقایسه احساس کمبود کنید.
بهجای مقایسه، پیشرفت فردی خودتان را معیار قرار دهید. بپرسید: «من نسبت به شش ماه یا یک سال پیش چه تغییری کردهام؟» تمرکز روی مسیر فردی، احساس کفایت درونی ایجاد میکند.
عمل کردن، حتی با ترس: اعتمادبهنفس قبل از عمل به وجود نمیآید؛ از دل عمل بیرون میآید. منتظر نمانید تا «کاملاً مطمئن» شوید. آدمهای بااعتمادبهنفس هم میترسند، اما اجازه نمیدهند ترس آنها را متوقف کند. هر اقدام کوچک، حتی با دلشوره، یک پیام قوی به ذهن میدهد: «من میتوانم از پسش بربیایم.»
روابط سالم را انتخاب کنید: محیط نقش مهمی در اعتمادبهنفس دارد. اگر اطرافتان پر از آدمهایی است که مدام قضاوت میکنند، تحقیر میکنند یا ارزش شما را نادیده میگیرند، طبیعی است که تظاهر کنید. در مقابل، روابطی که در آنها میتوانید خودتان باشید، اعتمادبهنفس را تغذیه میکنند.
تظاهر شاید شما را موقتاً امن نگه دارد، اما هرگز خوشحال نمیکند. اعتمادبهنفس واقعی از جایی شروع میشود که تصمیم میگیرید خودتان باشید، حتی اگر کامل نباشید، حتی اگر بعضیها شما را نپسندند. زندگی بدون نقاب شاید شجاعت بخواهد، اما پاداشش آرامشی است که هیچ نمایشی نمیتواند به شما بدهد.
اگر از تظاهر خسته شدهاید، این خستگی نشانهی ضعف نیست؛ نشانهی آمادگی برای یک تغییر عمیق است. اعتمادبهنفس یعنی اجازه دهید خودِ واقعیتان دیده شود و به خودتان ایمان داشته باشید که کافی هستید.
«پیشنهاد میشود از تست های شخصیت کلینیک روانشناسی آوان که به صورت رایگان در اختیار شما قرار داده شده است، برای آشنایی و آگاهی بیشتر از خودتان استفاده کنید.»