دغدغههای فرهنگی و اقتصادی: نگاهی به هزینه کتاب و رواندرمانی
میدانم که شاید این حرف به جامعهی روانشناسان و تراپیستها بر بخورد، اما واقعیت این است که مانند گرانی کتاب، نیاز به دسترسی به خدمات رواندرمانی نیز برای بسیاری از جوانان، به ویژه با حقوقهای پایین، امری دشوار است.
کتاب: دریچهای گرانقیمت به سوی دانش
وقتی صحبت از کتاب میشود، اولین مانع، قیمت بالای آن است. این موضوع باعث میشود که خرید کتاب، حتی برای علاقهمندان جدی، به یک چالش تبدیل شود. البته، وجود وبسایتهایی که امکان مطالعه آنلاین با هزینه های کمتر را فراهم میکنند، جای شکر دارد، اما برای کسانی که مشکلات بینایی دارند، این روش نیز آزاردهنده است. به نظر من، تعیین قیمت مناسب برای برخی کالاها و خدمات، امری ضروری است. هرچند به عنوان یک حسابدار و کسی که در جامعهی ایران زندگی میکند، کاملاً درک میکنم که تورم چگونه بر ناشران و کتابفروشیها تأثیر میگذارد و حق دارند که قیمتها را افزایش دهند.
رواندرمانی: ضرورتی که در سایه هزینهها پنهان مانده
اما حرف من فقط به کتاب ختم نمیشود. جامعهی روانشناسان و تراپیستها نیز بخشی از این دغدغه هستند. من به عنوان یک جوان ۲۵ ساله ایرانی که هر روز با مسائل مختلف دست و پنجه نرم میکند و در این آشوبهای جامعه، جنگ با دشمنان و افکار گوناگون، نیاز به یک تراپیست را احساس میکنم، با مشکل بزرگی روبرو هستم: چگونه میتوانم جلسات تراپی یا رواندرمانی را با هزینهای در حدود ۱,۵۰۰,۰۰۰ تومان (و یا بیشتر) فراهم کنم، آن هم با این حقوقهای اندک؟
میدانم که تراپیستها مقصر نیستند، اما باید به این مسئله فکر شود. باید درک کرد که دسترسی به تراپیست و مطالعه کتاب، ارتباط مستقیمی با فرهنگسازی، ارتقاء سطح دانش و سلامت روان جامعه دارد.
شاید این تفکر کمی آرمانگرایانه باشد، اما من به عنوان یک جوان ایرانی در دنیای امروز، وسط این بلبشوی مملکت، نیاز به چنین فضایی را احساس میکنم.
عذرخواهی میکنم که این بار خواستم کمی بلند بلند فکر کنم و بخشی از مسائل کوچک اما پررنگ زندگیام را با شما به اشتراک بگذارم. جسارت این را هم دارم که در آینده نیز این کار را تکرار کنم.با تشکر عزیزی 🍀🙏🏻