ویرگول
ورودثبت نام
علیرضا ذوالفقار
علیرضا ذوالفقار
خواندن ۴ دقیقه·۴ سال پیش

داستان خوره‌ی کامپیوتری که گیاه کاشت!

کنج خلوت کنار میز کارم
کنج خلوت کنار میز کارم

در این مطلب سعی کردم، تجربه شخصی خودم رو به عنوان یک برنامه نویس در رابطه با کاهش استرس و فشار شغلی به وسیله گیاهان آپارتمانی رو باهاتون به اشتراک بذارم!

اگر یکسره پای کامپیوتر هستید و فشار کار داره به سلامتی روحی و جسمیتون صدمه میزنه،
پیشنهاد میکنم جند دقیقه وقت بگذارید و تجربه من رو بخونید.


در روزگاران قدیم با گیاه ها میونه خاصی نداشتم، البته طبیعت دوست بودم و مشکلی با گیاها نداشتم اما حتی وقتی شریک زندگیم کم کم تو خونه گل چید، گل‌ها زود به زود خراب میشدند!

گربه ام (مخمل) هم پدر گلدون هارو درمی‌آورد و این خودش باعث می‌شد تمایلی به ایجاد دردسر جدید و جمع کردن خاک گلدون ها نداشته باشم.

لپه! یک گربه ماده ساکن اکباتان که بچه شیر میدهد و از روی درخت به بالکن ما می‌پرد
لپه! یک گربه ماده ساکن اکباتان که بچه شیر میدهد و از روی درخت به بالکن ما می‌پرد


ترانه همچنان به عوض کردن و رسیدگی به گل‌ها ادامه می‌داد اما فایده ای نداشت، هربار که آخر هفته به خونه بر میگشت وضعیت گیاه ها بد بود، خشک، مریض و آفت زده

کمی گذشت تا تصمیم گرفتم مسئولانه تر با گیاه های خونگی بر خورد کنم، شاید با هم.م مسئولیتی که باید با یک گربه خونگی برخورد کرد و نذارم خراب بشن کم کم تو آبیاری و کود دادن و تمیز کردنشون دخیل شدم.

ایده های خودم برای قلمه زدن، پخش کردن و مراقب از گیاه ها رو عملی کردم، براشون سیستم تعدیل دما و افزایش رطوبت محیط درست کردم، در مورد گلهای مختلف و نگهداریشون مطالعه کردم، یاد گرفتم به هرکدوم چه طور رسیدگی کنم و ...


درخت بالکن
درخت بالکن

کم کم آفت ها و خواص درخت های اطراف خونه رو شناختم

بعد از چند ماه کم‌کم حس کردم گیاها من رو میشناسند و باهاشون ارتباط گرفتم . مخصوصاً وقتی می‌دیدم ترانه با گل ها حرف میزنه! مثلا وقتی برگ، غنچه یا جوونه جدیدی سبز میشد، ترانه با لحنی بچگانه بهش سلام می‌کرد و خوش آمد می‌گفت و خلاصه مثل بچه های مهدکودک با گیاهان برخورد می‌کرد

الان چند ماهی میشه گل هامون دیگه خراب نشدند البته من باهاشون حرف نمی‌زنم ولی یکسره مرطوبشون میکنم، بخورشون میدم، دماشون رو چک میکنم! جاهاشون رو تغییر میدم .

اخیراً همون دفعات کمی که دچار بیخوابی، اظطراب و کلافگی میشدم هم از بین رفته.

میپرسید چرا؟ الان توضیح میدم! میرم جلوی گل ها میشینم، یا میچینمشون دور خودم، یا حتی میرم پیش درخت تو بالکن و سعی میکنم صدای جنگل رو تو ذهنم زیاد کنم و محدوده نگاهم رو به گیاها بدوزم،

بینشون بشینم و گیتار تمرین کنم، تصور کنم او جنگل نشستم و کم کم با دقت روی تنفسم اون رو آروم کنم و در کمال ناباوری بعد از ۱۰ دقیقه تمام فضای اطرافم تغییر میکنه

نتیجه این دمخور شدن با گیاهان آپارتمانی برام فوق العاده بود! مدت‌ها است دیگه از هیچ دارویی برای خواب استفاده نکردم یا اصلا مشکل حمله بی خوابی یا فشار خون نداشتم.

هوای خونمون فوق العاده لطیف شده و حتی یک ماه میشه که دو تا از قرص های فشار خونم رو کم کردم و فشارم متعادله!

بعد از تجربه نگهداری از یک بچه گربه و ۲ سال بزرگ کردنش تو اوج فشار و درد روحی، تجربه نگهداری از گیاه خانگی یکی از قشنگ ترین تجربیاتی بوده که تو زندگیم داشتم و باعث بهبود عملکرد و کیفیت زندگیم شده

اونقدر که حتی حاضر نیستم زاویه دید سرسبز پنجره کنار میز کارم رو با پرده کور کنم

خواستم بگم رفقا، مخصوصاً ماها که زیاد پشت کامپیوتر میشینیم، برنامه نویسی یا طراحی یا... میکنیم و این روزها زیاد تو جمع نیستیم ممکنه اضطراب و فشار بلاهای بدی سرمون بیاره و این راه حل موفق من برای بهبود شرایطه
گیاهبرنامه نویسیفشاراسترسسلامت
متخصص علوم کامپیوتر / شبکه / امنیت و ضد امنیت / فعال حوزه اوپن سورس / برنامه نویس / طراح وب / متخصص لینوکس ، سیسکو، جوملا و هاستینگ/ توازنده گیتار / گیک/ عاشق موزیک
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید