ویرگول
ورودثبت نام
خبرنگار۱۴۰۱
خبرنگار۱۴۰۱آرشیو اخبار گروه رسانه و خبر ، اخبار مرتبط با طرح ملی سلامت ، اشتغالزایی و کارآفرینی - اخبار صنایع - اخبار حقوق بشر - اخبار سازمان استاندارد - اخبار ورزشی - اخبار هنرهای رزمی - اخبار شخصی
خبرنگار۱۴۰۱
خبرنگار۱۴۰۱
خواندن ۴ دقیقه·۷ روز پیش

بهای منابع گسترده: چرا مدیر موفق، ناله می‌کند؟

بهای منابع گسترده: چرا مدیر موفق، ناله می‌کند؟

[دکتر حجت بقایی؛ دبیر کارگروه صلح و سازش شمال کشور عضو شورای سردبیری رسانه اقتصاددان مشاور تحقیق و توسعه]

مقدمه: پارادوکس قدرت و ناتوانی

بسیاری از ما، مدیران را نماد قدرت، ثروت و توانایی می‌دانیم. در نگاه عوام، مدیری که پشت میز بزرگ می‌نشیند، از بودجه‌های کلان برخوردار است، تیمهای بزرگی در اختیار دارد و از شبکه‌های ارتباطی گسترده بهره می‌برد، باید فرمانروای مطلق محیط خود باشد. اما واقعیت، اغلب، تلختر و پیچیده‌تر از این تصویر است. داستان تکراری “نمی‌شود”، “نمی‌توانم”، و “نمی‌گذارند” که از زبان همین مدیران به گوش می‌رسد، برای بسیاری دیگر، نه درک‌پذیر است و نه قابل قبول. سؤال اصلی اینجاست: مدیری که مالک منابع گسترده مالی، انسانی و ارتباطی است، چرا باید ناله سر دهد؟ این نوشته تلاشی است برای کاوش در این شکاف عمیق میان “منابع در اختیار” و “قدرت اجرایی واقعی” و ارائه تلنگری برای خروج از این چرخه ناتوانی.

✓بخش اول» توهم منابع در برابر واقعیت عملکرد:

بودجه تنخواه، ارتباطات گسترده و نیروی انسانی قوی، همگی ابزارهای بالقوه هستند؛ اما ابزار به خودی خود، نتیجه نمی‌سازد. چالش اصلی زمانی آغاز می‌شود که مدیر قدرت خود را صرفاً در مالکیت این منابع می‌بیند، نه در مهارت تبدیل این منابع به خروجیهای ملموس.

بوروکراسی و فرسایش اراده

در سازمانهای بزرگ، بودجه تبدیل به دهها پیچ و خم اداری می‌شود؛ تخصیص یک قلم هزینه ساده، نیازمند تأییدیه‌های متعدد است. منابع مالی گسترده، تبدیل به باری سنگین از تعهدات و گزارش دهیهای بی‌پایان می‌شوند که انرژی مدیر را صرف حفظ وضعیت موجود (Status Quo) می‌کند، نه نوآوری.

اگر (R) نمایانگر کل منابع در اختیار باشد و (P) نمایانگر قدرت اجرایی، در سازمانهای دارای بوروکراسی شدید، رابطه می‌تواند این‌گونه باشد:

[

P = \frac{R}{B} - E

]

که در آن (B) ضریب پیچیدگی بوروکراسی و (E) انرژی صرف شده برای حفظ وضعیت موجود است. هرچه (B) بزرگتر شود، (P) کاهش می‌یابد، حتی اگر (R) افزایش یابد.

- انسانها، نه منابع:

بزرگترین اشتباه، دیدن کارمندان به عنوان “منابع انسانی” است. انسانها تحت فرمان یک دیکتاتور اداری خوب کار نمی‌کنند، بلکه تحت تأثیر الهام، اعتماد و شفافیت رشد می‌کنند. مدیری که از “ناله” کردن پرسنل خسته می‌شود، ممکن است فراموش کرده باشد که خودش با ناله‌هایش، فرهنگ ناله را نهادینه کرده است. نیروی انسانی گسترده اگر همسو نباشد، به کندی تبدیل به بزرگترین مانع می‌شود.

✓بخش دوم» مرزهای نامرئی توانایی یک مدیر: “نمی‌شود” اغلب یک بیانیه واقعی درباره محدودیتهای محیطی نیست، بلکه اعترافی پنهان از ناتوانی در مواجهه با چالشهای خاص است.

۱. مدیریت انتظارات:

یک مدیر با منابع زیاد، انتظارات بیشتری را نیز بر دوش می‌کشد. گاهی ناله، تلاشی ناخودآگاه برای کاهش سطح انتظارات از خود یا سازمان است. مدیران موفق، انتظارات را مدیریت می‌کنند، نه اینکه از آنها فرار نمایند. ناله کردن می‌تواند روشی برای «پیش‌دفاع» در برابر شکستهای احتمالی باشد؛ اگر شکست بخورید، دیگران بگویند: “حق داشت، کار سخت بود”، نه اینکه بگویند: “منابع داشت و نتوانست.”

۲. ترس از مسئولیت‌پذیری نهایی: اگر شرایط بد است و شما منابع دارید، باید بتوانید آن را بهبود بخشید. پذیرش این مسئولیت بزرگ، سنگین است. گاهی اوقات، گفتن “نمی‌گذارند” آسانتر از پذیرش این واقعیت است که “من هنوز راه حل را نیافته‌ام”. این ترس از شکست با دسترسی کامل، یک تناقض درونی بزرگ را شکل می‌دهد.

۳. فلج تحلیل (Analysis Paralysis) : مدیران با ارتباطات و دسترسی بالا، اطلاعات بیش از حدی دریافت می‌کنند. این حجم از ورودی، به جای قدرت تصمیم‌گیری، منجر به فلج تحلیلی می‌شود؛ چون هر تصمیمی، اثرات متقابل پیچیده‌ای بر شبکه‌های ارتباطی و مالی او خواهد داشت. آنها از ترس ایجاد یک اختلال کوچک در شبکه، از انجام اغلب کارهای بزرگ امتناع می‌کنند. در واقع، حفظ شبکه، بر نتیجه نهایی ارجحیت می‌یابد.

✓بخش سوم» راه نجات از دایره شکوه و شکایت: اگر شما به عنوان یک مدیر، همه چیز را دارید اما احساس می‌کنید هیچ کاری نمی‌توانید انجام دهید، مشکل در بیرونیها نیست، بلکه در روش‌شناسی و ذهنیت شماست.

- تغییر پارادایم از «داشتن» به «آفرینش»: منابع را به عنوان داراییهای ثابت نبینید، بلکه آنها را جریانهای جاری برای خلق ارزش در نظر بگیرید. بودجه را به جای نگهداری، صرف ریسکهای حساب‌شده کنید. مدیر باید از حالت نگهبان خزانه به حالت مهندس تولید ارزش تغییر وضعیت دهد.

قانون “همین حالا”

برای هر مشکلی که با “نمی‌شود” توجیه می‌شود، یک اقدام کوچک و کاملاً عملیاتی را تعریف کنید که نیازمند تأیید کسی نباشد. اگر نمی‌توانی کل ساختمان را بسازی، حداقل دیوار بین دو بخش را بکَن. این اقدام کوچک، اراده‌شکنی را می‌شکند و نشان می‌دهد که قدرت اجرایی هنوز زنده است.

شجاعت در ترک صحنه

اگر حقیقتاً و بدون هیچ گونه اغراق احساسی، ابزارهای لازم برای موفقیت وجود ندارد (و نه صرفاً ابزارهای دلخواه)، شجاعت کناره‌گیری و سپردن سکان به فردی با دیدگاه متفاوت، بزرگترین خدمت مدیریتی است. این پایان نیست، بلکه پاکسازی صحنه برای شروعی نوین است.

✓نتیجه‌گیری انگیزشی:

مدیر موفق کسی نیست که هرگز با مانع روبرو نشود، بلکه کسی است که یاد بگیرد منابعش را نه برای حفظ جایگاه، بلکه برای عبور از موانع به کار گیرد. ناله، تلاشی است برای خلع سلاح کردن خود در برابر انتظار. به جای ناله کردن از سختیها، از منابعی که در اختیار دارید، برای ساختن پلی بر روی رودخانه مشکلات استفاده کنید. اگر نمی‌توانید پل بسازید، شاید زمان آن رسیده است که ابزارهای ساخت پل را به کسی بسپارید که اشتیاق بیشتری برای دیدن سوی دیگر رودخانه دارد. قدرت واقعی، در اقدام است، نه در داشتن منابع.

ترسنیروی انسانیمدیر موفق
۰
۰
خبرنگار۱۴۰۱
خبرنگار۱۴۰۱
آرشیو اخبار گروه رسانه و خبر ، اخبار مرتبط با طرح ملی سلامت ، اشتغالزایی و کارآفرینی - اخبار صنایع - اخبار حقوق بشر - اخبار سازمان استاندارد - اخبار ورزشی - اخبار هنرهای رزمی - اخبار شخصی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید