برادرم در حال دیدن انیمیشن «ماشینها» بود. اتفاقی یکی از دیالوگهایش را شنیدم؛ تلنگر جالبی بود. شاید مخاطب آن جمله، چنین انیمیشنی را نبیند، ولی امیدوارم صدای قلم، این حرف را به گوش مخاطبش برساند.
در این انیمیشن ما شاهد زندگی ماشینها هستیم، گویا هرکدام از ماشینها «نماد» انسان یا گروهی از انسانهای جامعه هستند.
یکی از ماشینها که عمری را در مسابقات گذرانده بود و اسم و رسمی بهم زده بود، تصمیم گرفت از این «مسئولیت» بکشد کنار!
رفیقی آمد و پرسید: «شنیدم میخوای بکشی کنار، ولی چرا؟»
ماشینِ با تجربه گفت: «قبلترها از استادی پرسیدم از کجا بفهمیم کِی باید بکشیم کنار؟ اونم گفت: وقتش که برسه، جوونا بهت میفهمونن...»
جوانان نیروی انسانی پیشران جامعه هستند، اراده جوان و تجربه مسئولین در کنار هم میتواند موتور پیشرفت کشور را روی دور تند بگذارد.
در این صورت هم جوانهای لایق به بیکاری دچار نمیشوند، هم از ظرفیتهای کشور برای همین مردم و در همین مرز و بوم استفاده میشود.
ما هشت سال جنگ تحمیلی را با اعتماد به جوانان (و چه بسا نوجوانان!) پیروز شدیم؛ با اعتماد به غیرت و ایمانشان، اعتماد به عشقی که به میهن خود دارند، اعتماد به ظرفیتها و استعدادهایی که اگر بسترش فراهم شود، نبوغ حسن باقریهای ایران را بار دیگر به رخ عالم خواهد کشاند.
جنگ هنوز تمام نشده؛ تا دشمن و دشمنی هست، دفاع هم باید باشد. برای دفاع به جوانان اعتماد کنید. برای پیشرفت ایران، به جوانان لایق ایرانی اعتماد کنید.
جوانان ما اگر حمایتی از جانب مسئولین دلسوز کشور ببینند و به عنوان یکی از مهرههای مهم کشور (بلکه مهمترین مهره!) دیده و شناخته شوند، شایستگیهایشان دنیا را شگفتزده خواهد کرد.
مسئولین محترم! اگر دنبال پیشرفت ایران هستید، به جای گفتن «جوانان آیندهسازاناند»، جوانانمان را از پشت دیوارهای بلند شرط و شروطهای دستوپاگیرِ مشاغل مختلف به وسط میدان بیاورید و بگذارید آینده را بسازند.
امید آنکه مسئولینِ ولایتمدار ما، این حجم توصیه و سفارشات حضرت آقا به آنها درباره «جوانان» را هم بشنوند و عمل کنند.
بلکه حضور جوانان متعهد در مدیریت قسمتهای مختلف کشور، نوری باشد برای این روزهایمان که چراغها خاموش میشود و هوا گرمتر...
✍🏻مهدیه رعیت پرور، ترم چهار پزشکی
| @masir_mazums |🌱