ویرگول
ورودثبت نام
BuBo
BuBoکوه یخ
BuBo
BuBo
خواندن ۱ دقیقه·۱۷ روز پیش

شبنمِـ شبانهـ‌ی ذهنمـ

دارم به سکوتــ میرسمــ...، برهه اے از زندگے، نه پیرے ست و نه جوانــے، فکر ست و فکر، به هر چے، مرگ، زندگے، درد، درمان، درمان ، درمان، و کجـــا ست درمان؟ همه ما دردهایمان را زیر پستویـے از خوشے پنهان کرده ایمـــ . 


نھـ ، از غمــ نمیگویم، از دنیا میگویم، از ما انسان را در سختے آفریده‌ایمــ .

در برهه اے از زندگیم، با همه هستم اما، با هیچ کس نیستم در درونمـــ .

واقعا چه کرده ایم که،  ما شب را برای آرامش قرار داده‌ایم، مُبَدل شد به دو چندان شدن دردهایمان در شبــ ؟!!

شب که میشود شهر امن و امان ست برای افکارم، بیرون میریزند میچرخند و میچرخند تا سرم گیج میرود و سقوط میکنم در خوابم، آخر سر هم بدون رسیدن به مقصدے به خواب میروم، خوابـے که بیدارم، هوشیارم ، پس کِـے آرامش؟ و انسان ها خوابند ،وقتے میمیرند بیدار میشوند.

شبنمجوانیپیریمردنسکوت
۶
۰
BuBo
BuBo
کوه یخ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید