ویرگول
ورودثبت نام
رینا داریانی
رینا داریانییه جای پر از ستاره، میون علم و قصه، دست‌تو‌دست کنجکاوی، روانشناسی رو با داستان‌گویی پیوند می‌زنم تا از دنیای آدم‌ها سر دربیارم و بهم نزدیک‌ترشون کنم.
رینا داریانی
رینا داریانی
خواندن ۴ دقیقه·۶ ماه پیش

نیازی بی‌واسطه و بی‌مرز! خوانشی روان‌اجتماعی از درخواست‌های مستقیم در عصر ارتباطات

یک مقدمه واقعی

«سلام. دنبال یکی‌ام که باهاش س*کس کنم. تو هستی؟» این جمله، کوتاه، بی‌مقدمه، و صریح، مثل چاقویی تیز، خیلی‌ها رو در فضای مجازی غافلگیر می‌کنه. (البته یکم غلیظتر بود چیزایی که فرستادین، من یه برداشت کلی رو آوردم.) بعضی بلافاصله بلاک می‌کنن، بعضی عصبانی می‌شن، بعضی هم بی‌تفاوت می‌گذرن. اما پشت این کلماتِ به ظاهر ساده، چه چیزهایی پنهانه؟ آیا باید فقط در سطح ظاهر و قضاوت اخلاقی باقی بمونیم؟ یا می‌تونیم با نگاهی عمیق‌تر، دلایل روانی، اجتماعی و حتی فلسفی چنین رفتارهایی رو واکاوی کنیم؟

وقتی میل، بدون واسطه بروز می‌کند.

همانطور که می‌دونید ما آدم‌ها، موجوداتی میل‌مند هستیم. میل به غذا، تماس انسانی، توجه، لذت، امنیت، عشق. اما تفاوت ما با سایر موجودات در اینه که یاد گرفتیم نیازها رو «بسته‌بندی» کنیم، براشون زمان‌بندی کنیم، و اون‌ها رو در بسترهای اجتماعی بیان کنیم. اما در فضای مجازی، این مهارت‌ها گاهی دور زده می‌شن. واسطه‌هایی مثل شناخت، رابطه، یا حتی حریم، کمرنگ می‌شن. و ناگهان یک نفر مستقیماً از تو می‌پرسه: «سکس می‌کنی؟» نه به عنوان انسان، بلکه به عنوان ابژه‌ای برای ارضاینیاز.

روان‌شناسی نیاز: هرم مازلو چی‌ میگه؟

نظریه معروف «مازلو» می‌گه نیازهای انسانی از پایه‌ای‌ترین (مثل گرسنگی و خواب) شروع می‌شن و تا بالاترین سطح یعنی خودشکوفایی پیش می‌رن. رابطه جنسی یکی از نیازهای فیزیولوژیکیه. (اینجا کاری با نگاه زیستی و مسئله ادامه نسلی نداریم)اما روش پاسخ‌دهی به اون، در افراد مختلف فرق می‌کنه.

کسی که چنین پیامی می‌فرسته، ممکنه از نظر روانی:

  • با بی‌صبری یا تکانشی بودن مواجه باشه

  • دچار نوعی قطع ارتباط با مرزهای اجتماعی شده باشه

  • یا حتی به دنبال تجربه‌ی حس کنترل یا قدرت باشه، نه لزوماً میل جنسی واقعی!

از طرف دیگه، «نیاز» زمانی سالمه که با رضایت متقابل همراه باشه. در غیر این صورت، تبدیل به کنش آزاردهنده، تحقیرآمیز یا ابزاری می‌شه. (روی واژه ابزاری تاکید میکنم با اجازتون!)

فضای مجازی و فرهنگ مصرف‌گرایی رابطه‌ای

رابطه در دنیای امروز، بیش از همیشه در معرض مصرف‌گراییه. شبکه‌های اجتماعی، هم باعث دسترسی وسیع‌تر به انسان‌ها شدن و هم اون‌ها رو به نوعی «کالا» تبدیل کردن. با یک اسکرول کردن ساده، یک پروفایل رو نگاه می‌کنی، درباره‌اش تصمیم می‌گیری، و…

اینجا، سه اتفاق مهم می‌افته:

1. فرد به جای انسان، به ابژه یا شیء تبدیل می‌شه

2. روابط از مسیر شناخت، عبور نمی‌کنن

3. ارتباط، یک‌بارمصرف، آنی، بدون تعهد و در لحظه می‌شه

این اتفاقات می‌تونن زمینه‌ساز افزایش رفتارهایی مثل ارسال پیام‌های جنسی مستقیم، بدون مقدمه، و بی‌درنظرگرفتن حریم روانی طرف مقابل بشن.

وقتی از زاویه جامعه‌شناسی، مرزهای خصوصی-عمومی فرو می‌ریزند!

در گذشته، کسی برای پیشنهاد رابطه‌ی جنسی، نیاز به موقعیت، زمان، شناخت و نوعی اعتماد داشت. (به قول بانو روشن، زنی گفتن مردی گفتن شرمی و حیایی گفتن! :))) نه ولی دور از شوخی برگردیم به بحث) اما امروز؟ گوشی در دست، اینترنت در دسترس، و آواتارهای دیجیتال در حال گشت‌زنی در ذهن‌ها.

در این فضا:

  • مرز بین فضای خصوصی و عمومی در حال محو شدنه

  • «پروفایل» جایگزین «شخصیت» شده

  • «درخواست» جایگزین «گفت‌وگو» شده

و این یعنی: در نگاه فرستنده، تو ممکنه صرفاً یک بدن قابل دسترس باشی، نه یک انسان با زندگی، دغدغه و هویت مستقل.

از چشم فرستنده: که همیشه متجاوز نیست، گاهی ناآگاهه!

بیایم از زاویه‌ی طرف مقابل نگاه کنیم. کسی که چنین پیامی رو می‌فرسته، الزاماً بیمار روانی یا منحرف جنسی نیست. در بسیاری موارد:

  • در محیطی بزرگ شده که مرزهای سالم آموزش داده نشده

  • از نظر احساسی دچار فقر یا انزوای شدیده

  • یاد نگرفته که برای دریافت توجه، باید احترام بذاره

  • یا حتی قربانی آسیب‌ها و خشونت‌های جنسی در کودکی بوده

اینجا نه برای توجیه، بلکه برای فهمیدن این رفتارها مکث می‌کنیم. برای اینکه بدونیم چرا بعضی انسان‌ها «رابطه» رو با «مصرف» اشتباه می‌گیرن.

پاسخ روان‌سالم به یک پیام ناسالم

وقتی پیامی مثل این دریافت می‌کنی، حق داری عصبانی، متعجب یا آزرده بشی. اما مهمه بدونی:

• تو مسئول این رفتار نیستی

• واکنش تو، بخشی از مرزبندی روانیته

• انتخاب تو در واکنش، می‌تونه از خشم تا نادیده‌گرفتن تا آموزش متفاوت باشه

هیچ واکنشی اشتباه نیست، تا وقتی که از تو حفاظت کنه و عزت‌نفس تو رو حفظ کنه.

ما قضاوت نمی‌کنیم، اما نگاه می‌کنیم!

این مطلب برای قضاوت کردن هیچ‌کس نوشته نشده. نه فرستنده‌ی پیام، نه دریافت‌کننده‌اش.

بلکه برای نگاهی عمیق‌تره به اینکه:

• چرا «رابطه» تبدیل به «درخواست» شده

• چرا «آدم‌ها» تبدیل به «ابژه» می‌شن

• و چرا حرف‌هایی که زمانی فقط در خلوت گفته می‌شدن، حالا در دایرکت‌ها با چند کلمه‌ی ساده پرتاب می‌شن.

شاید وقتشه که به جای سرزنش صرف، درباره‌ی سواد رابطه، آموزش جنسی، سلامت روان و زیست دیجیتال بیشتر صحبت کنیم.

چند پیشنهاد برای جامعه، اگه دستم به جایی می‌رسید:

میگم‌شون شاید بعدا دستم رسید یا شما که اینجایی بتونی برسی!

_آموزش سواد رسانه‌ای و عاطفی از سنین پایین

_ترویج فرهنگ احترام به مرزهای روانی

_آموزش مهارت‌های گفت‌وگو، صبر، و رابطه‌ی انسانی

_طراحی پلتفرم‌هایی که مسئولیت‌پذیری رفتاری کاربران رو بیشتر کنن!

در آخر در جست‌وجوی ارتباط باشیم، نه مصرف!

آدم‌ها نیاز دارن، میل دارن، و حق دارن خواسته‌هاشون رو بیان کنن. اما راهش چیه؟راهش، «رابطه» است نه «درخواست»، «درک» است نه «ابزارسازی» و «انسان» است نه «پروفایل».

ما در عصر اتصال‌های بی‌وقفه زندگی می‌کنیم، اما شاید بیش از هر زمان دیگری، دلتنگ ارتباط‌های انسانی‌ایم.

امیدوارم برات مفید بوده باشه دوست من تا حس کنی تو تنها فرستنده یا گیرنده این سبک پیام ها نیستی و اینکه شاید کمک کنه جور دیگری به ماجرا نگاه کنی و آگاهیی از دردمون کم کنه. نظرت برام مهمه دوست داشتی بنویس برام.

فضای مجازیحریم خصوصیروانشناسیروابطاجتماع
۴
۴
رینا داریانی
رینا داریانی
یه جای پر از ستاره، میون علم و قصه، دست‌تو‌دست کنجکاوی، روانشناسی رو با داستان‌گویی پیوند می‌زنم تا از دنیای آدم‌ها سر دربیارم و بهم نزدیک‌ترشون کنم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید