ویرگول
ورودثبت نام
رینا داریانی
رینا داریانییه جای پر از ستاره، میون علم و قصه، دست‌تو‌دست کنجکاوی، روانشناسی رو با داستان‌گویی پیوند می‌زنم تا از دنیای آدم‌ها سر دربیارم و بهم نزدیک‌ترشون کنم.
رینا داریانی
رینا داریانی
خواندن ۳ دقیقه·۳ ماه پیش

میل، عشق و جامعه: چرا میل جنسی همیشه در پوشش عشق ظاهر می‌شود؟

داستان میلِ پنهان در دلِ کلمات عاشقانه

از نخستین شعرهای عاشقانه تا مدرن‌ترین ترانه‌ها، چیزی در فرهنگ ما همیشه تکرار می‌شود: ما دربارهٔ عشق می‌نویسیم، آواز عشق می‌خوانیم، فیلم عاشقانه می‌سازیم… اما میل جنسی؟ نه، او همیشه پشت پرده می‌ماند؛ در سایه، پنهان، سربه‌زیر اما پرهیاهو.

جامعه به میل جنسی اجازه نمی‌دهد «مستقیم» حرف بزند، و همین ممنوعیت است که آن را به سمت استعاره، زیبایی، موسیقی، رنج، آتش، فراق و وصال می‌کشاند.

در این مقاله با من راهی سفری شوید بین روانکاوی و جامعه‌شناسی تا ببینیم چرا میل نمی‌تواند مستقیم بیان شود و چگونه از طریق عشق و هنر دوباره ظهور می‌کند.

میل چیست؟

از غریزه تا تمنّا

در روانکاوی میل هیچ‌وقت صرفاً «غریزه» نیست.

• فروید: میل جنسی (لیبیدو) نیرویی روانی است که تمدن مجبور است آن را مهار کند.

• لاکان: میل نیاز یا خواسته نیست؛ «چیزی است که نمی‌توان آن را گفت».

میل همیشه چیزی فراتر از بدن است: تمنا برای دیگری، برای معنا، برای دیده‌شدن، برای لمس‌شدن، برای پذیرفته‌شدن. و چون زبان و فرهنگ نمی‌گذارند مستقیم بیان شود، تبدیل می‌شود به نشانه‌ها، کلمات، تصویرها و شعر.

چرا جامعه میل را مستقیم نمی‌پذیرد؟

بقای جامعه وابسته به کنترل میل است. اگر میل بدون حد و مرز باشد، خانواده، نظم اجتماعی، نهادهای اخلاقی و حتی روابط قدرت فرو می‌پاشند. بنابراین جامعه راه‌های زیر را به‌کار می‌گیرد:

۱.اخلاق‌سازی

بیان مستقیم میل شرم‌آور، نجس، ناپسند یا «بی‌ادبانه» تلقی می‌شود.

۲.قانونی‌سازی

قواعد ازدواج، زنا، وفاداری، حجاب، غیرت، مالکیت بدن… همه ابزارهای کنترل میل هستند.

۳.نمادین‌سازی

جامعه به میل اجازه نمی‌دهد مستقیم باشد، اما راهی نمادین برایش می‌گذارد: عشق.

میل تبدیل می‌شود به «دوست داشتن»، «شیفتگی»، «دلدادگی»، «رفتار رمانتیک». این همان نقطه‌ای است که میل در قالب عشق اجتماعی می‌شود.

عشق لباسی برای میل (نگاه روانکاوی)

لاکان می‌گوید: عشق چیزی است که فقدان رابطه جنسی را می‌پوشاند. یعنی چی؟

یعنی ما وقتی نمی‌توانیم دربارهٔ میل‌مان حرف بزنیم، دربارهٔ عشق حرف می‌زنیم.

عشق یک میانجی است که میل را:

• قابل‌قبول

• قابل‌گفتن

• قابل‌نمایش

می‌کند.

در عشق، میل خودش را «زیبا» می‌کند:

به جای «می‌خواهم بدنت را»، می‌گوییم «بی‌تو نمی‌توانم».

به جای «اشتیاق جنسی»، می‌گوییم «شوق دیدار».

این تبدیل، همان چیزی است که روانکاوی آن را جابجایی (displacement) و والایش (sublimation) می‌نامد.

والایش

وقتی میل تبدیل به هنر می‌شود!

فروید معتقد بود که بزرگ‌ترین شاهکارهای هنری محصول میل جنسی والایش‌یافته هستند. یعنی میل که نمی‌تواند به‌صورت مستقیم تخلیه شود، به شکل‌های والاتری بروز می‌کند:

• شعر

• موسیقی

• نقاشی

• معماری

• داستان و اسطوره

به همین دلیل است که عشق در هنر همیشه:

• پرشور

• پر استعاره

• پر درد

• و پر از تمنّا

است.

هنر خانهٔ امن میل است.

نمونه‌های فرهنگی ایرانی: عشقِ نمادین، میلِ پنهان

فرهنگ ایرانی یکی از غنی‌ترین نمونه‌ها برای تحلیل میل است.

شعر کلاسیک

حافظ، سعدی، مولوی—تقریباً همهٔ شعرشان دربارهٔ «عشق» است، اما با کمی دقت می‌بینیم:

• توصیف‌های بدن

• لمس

• شراب

• وصل

• فراق

همگی استعاره‌های «میل» هستند.

مثلاً حافظ:

«پیرهن چاک و غزالان دوشیزه چرا؟»

زبان عشق است، اما بوی میل می‌دهد.

موسیقی و ترانه‌ها

حتی ترانه‌های پاپ امروز هم مستقیم دربارهٔ میل حرف نمی‌زنند. به‌جایش می‌گویند:

«دیگه نمی‌تونم بدون تو نفس بکشم»

یا:

«آتیش عشق تو منو سوزوند»

آتش = میل.

سوز = تمنّا.

فراق = نرسیدن جنسی.

سینمای ایران

به خاطر محدودیت‌های فرهنگی، میل همیشه نمادین نمایش داده می‌شود:

یک نگاه طولانی، یک سکوت، یک لمس کوتاه…

سکوت‌ها خودشان زبان میل هستند.

(اخیرا در فیلم پیر پسر شاهدش بودم.)

میل در عصر مدرن

آزادی بیشتر، ممنوعیت‌های ظریف‌تر

حتی امروز که جامعه بازتر شده، میل هنوز نمی‌تواند کاملاً عریان باشد.

ممنوعیت‌ها فقط زیباشناختی‌تر شده‌اند:

• زبان «صریح» هنوز تابو است

• بدن هنوز سانسورشده است

• میل هنوز نیاز دارد پشت‌صحنه باشد

شبکه‌های اجتماعی، رپ، هنر مدرن—آزادتَر، اما همچنان درون چارچوب.

در آخر

میل همیشه راهش را پیدا می‌کند

میل نمی‌میرد. اگر سرکوبش کنند، برمی‌گردد—در قالب عشق، در قالب شعر، در نگاه‌ها، در موسیقی، در اشعار حافظ، در فیلم‌های سینمایی، در کنایه‌ها و استعاره‌ها.

ميل ناتوان از گفتن نیست؛ ما ناتوان از شنیدن مستقیم آن هستیم و به همین دلیل است که عشق زیباست: عشق خانه‌ای است که میل در آن می‌تواند نفس بکشد، بی‌آنکه رسوا شود.

منابع من:

• Freud, Sigmund. Civilization and Its Discontents

• Freud, Sigmund. Three Essays on the Theory of Sexuality

• Lacan, Jacques. Écrits

• Lacan, Jacques. The Four Fundamental Concepts of Psychoanalysis

• Foucault, Michel. The History of Sexuality

• Herbert Marcuse. Eros and Civilization

• Barthes, Roland. A Lover’s Discourse: Fragments

• شفیعی کدکنی – موسیقی شعر

• داریوش شایگان – آسیا در برابر غرب

• حسن عابدینی – گونه‌های ادبی

میل جنسیروانشناسیفرویدهنر
۳
۱
رینا داریانی
رینا داریانی
یه جای پر از ستاره، میون علم و قصه، دست‌تو‌دست کنجکاوی، روانشناسی رو با داستان‌گویی پیوند می‌زنم تا از دنیای آدم‌ها سر دربیارم و بهم نزدیک‌ترشون کنم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید